سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
کلام اول سلام

بخش های وبلاگ

مطالب خواندنی

.:: کپی برداری از مطالب این سایت تنها با ذکر نام و لینک منبع مجاز می باشد ::. 

خوشا به حال زلیخا...

عاشق که شد
خدا را پیدا کرد

ما که عاشق می شویم 
خدا را گم می کنیم



آیت الله شیرازی مرجع مشهوری که فتوای تحریم تنباکو را دادند پسری داشتند به نام سید هادی. ایشان پسر داشتند حسن، محمد، صادق و مجتبی. حسن بعداز انقلاب در لبنان کشته شدند.
محمد درنجف ادعای مرجعیت کردند که چند تن از علما از جمله آیت الله خویی( ره)مرجعیت ایشان را تایید نکردند. ایشان در زمان اقامت امام خمینی واکنش هایی را داشتند. از جمله در نجف مردم تمایل داشتند امام خمینی امام جماعت نماز حرم امام علی علیه السلام باشند اما ایشان مخالفت هایی داشت. در زمان انقلاب قرار بود شخصیت های زیر یعنی سید محمد صدر در عراق،امام در ایران، سید موسی صدر در لبنان قیام کنند.
محمد صدر را شهید کردند و امام موسی صدر را نیز ربودند. لذا ایشان توقع داشت امام ایشان را مرجع عراق معرفی کرده و از ایشان حمایت کنند که این طور نشد. لذا به کویت رفتند.
بعد از انقلاب و بعد از رحلت امام به ایران آمدند ودر قم ساکن شدند. در این حال دست به تفرقه زدند که سبب شد تا سال 80 در حبس خانگی باشند و سپس از دنیا رفتند و بنا به مصلحت در حرم حضرت معصومه دفن شدند.

بعد از ایشان برادرش سید صادق جای ایشان را گرفت و اتاق فکری در انگلیس شکل گرفت. یکی از تئوریسین ها پیشنهاد داد برای مقابله با حکومت شیعه در ایران باید 

با رفقه ضاله صادق شیرازی بیشتر آشنا شوید تشیع انگلیسی

یک حکومت شیعه را علم و شیعه توسط شیعه از بین رود. در این حال جریان مزبور انتخاب شد. اینگونه شد که سید صادق در ایران و برادرش مجتبی در کویت با حمایت مالی دولت بریتانیا فعال شدند. اسامی متنفذین در این جریان عبارتند از: صادق شیرازی، سید مجتبی شیرازی، حسن اللهیاری، یاسرالحبیب، محمد هدایتی
جریان شیرازی تخم نفاق را بین مذاهب اسلامی پاشیدند و با توهین به مقدسات اهل سنت توهین به عایشه ، خلفا و ... آتش کدورت بین سنی و شیعه را شعله ور کردند. 
توهین‌های این جریان به ویژه توهین‌های آشکار یاسر الحبیب مانند نگارش و انتشار کتاب الفاحشه وجه آخر للعائشه، سبب شیعه کشی بسیاری در مناطق مختلف دنیا شدند. این توهین ها در شبکه‌های ماهواره ای مختلف جریان شیرازی به صورت مستقیم و در تندترین عبارات هیجان اهل سنت را علیه شیعه بر می انگیزد. 
یکی از ویژگی‌های جریان شیرازی تکفیر است. علما و مراجع بسیاری مانند مرحوم حضرت آیت الله العظمی بهجت (ره )توسط این افراد تکفیر شده اند. بنابراین به دلیل ممنوعیت فعالیت این جریان در ایران و سخنان مقام معظم رهبری علیه تشیع انگلیسی،‌ حملات بسیاری را علیه ایشان آغاز کرده اند.
از ادعاهای این جریان این است که رهبر ایران در امر احیای محرم وصفر کوتاهی کرده است. در حالی که حمایت های فراوانی توسط مقام معظم رهبری از این برنامه ها صورت گرفته و ایشان با برپایی مراسم در ایام محرم، صفر،فاطمیه و سایر مناسبت ها ، و نیز نشست های مختلف با مداحان ، شاعران اهل بیت و هیئت ها، به احیای یاد اهل بیت در کشور می پردازند. 
جریان شیرازی در مقابل مقام معظم رهبری، هفته وحدت را به هفته برائت نام گذاری کردند. همچنین در تقابل با دیدگاه ایشان در مخالفت با قمه زنی به ترویج قمه زنی با تمام توان می پردازند. قمه زنی وجهه و تصویر بسیار نامناسبی را از شیعیان در رسانه های غربی ایجاد کرده است. 

اما شبکه های شیرازی نیز با پخش مستقیم این تصاویر، در راستای برنامه های هدایت شده انگلیس علیه تشیع حرکت می کنند.

شبکه های ماهواره ای تحت اختیار این فرقه ضاله عبارتند از:

  • 1- امام حسین1
  • 2- امام حسین2
  • 3- امام حسین3
  • 4- اباالفضل العباس
  • 5- بقیع
  • 6- الانوار 1
  • 7- الانوار 2
  • 8- سلام
  • 9- چهارده معصوم
  • 10- شبکه اینترتی حضرت خدیجه
  • 11- الزهرا
  • 12- المهدی
  • 13- مرجعیت
  • 14- امام صادق
  • 15- اهل بیت
  • 16- فدک


آیت الله خامنه ای من نگران زبان فارسی هستممقام معظم رهبری: الان شما در ایران سوار هواپیما می شوید و می بینید کسی که در برج مراقبت هست و یک ایرانی است، با این خلبان که او نیز یک ایرانی است، حتماً انگلیسی حرف می زند! 
 بنده گفتم در آن هواپیمایی که من سوار می شوم، این کار ممنوع است! چرا فارسی حرف نمی زنند!؟ آخر یک وقت هست که شما با یک برج بیگانه - که او مثلاً چینی است و شما فارس هستید و زبان یکدیگر را نمی دانید - از زبان مشترک انگلیسی استفاده می کنید؛ اما بنده مثلاً به مشهد که می روم، به چه مناسبت شما انگلیسی حرف می زنید!؟

1370/11/27 



دو مدل گناه کردن وجود داره که هر دو خیلی زشت و بد است. اما یکی از آنها بسیار بدتر از دیگری است. 
یک وقت کسی گناه می کند و می داند که کارش گناه است و از انجامش ناراحت است حتی امکان دارد باز هم آن گناه را مرتکب شود اما اگر از او بپرسی که آیا از انجام این فعلت خوشحالی؟ می گوید نه!
مثلا امکان دارد دروغ بگوید، غیبت کند، نماز نخواند، یا روزه نگیرد اما در عین حال از اینکه این افعال را مرتکب شده راضی و خوشحال نباشد و یا بی حجاب بیرون بیاید واگر از او بپرسی که حجاب در اسلام اصل است یا نه بگوید اصل است و باید با حجاب بود اما ...[یه توجیهی بیاورد] این نوع گناه کردن بسیار زشت و قبیح است و و اگر از آن توبه نشود خدا می داند که چه عاقبتی دارد  و امید واریم خدا گناهان همه ما را بیاورزد.
اما نوع دوم که بسیار بد تر از نوع اول است یک تفاوت دارد و آن اینکه فرد اصلا آن فعل را گناه نمی داند. مثلا فرد نماز نمی خواند و اگر از او سوال کنی چرا نماز نمی خوانی بگوید "ببین من اعتقادی به نماز ندارم" یا مثلا به او بگویی چرا با این وضعیت حجاب بیرون می آیی بگوید "من اصلا به این چیز ها اعتقاد ندارم" آیه 150 و 151 سوره نساء  در خصوص چنین افرادی حجت را تمام کرده و می فرماید:
کسانى که به خدا و پیامبرانش کفر مى‏ورزند و مى‏خواهند میان خدا و پیامبران او جدایى اندازند و  مى‏گویند ما به بعضى ایمان داریم و بعضى را انکار مى‏کنیم و مى‏خواهند میان این [دو] راهى براى خود اختیار کنند (150) آنان در حقیقت کافرند و ما براى کافران عذابى خفت‏آور آماده کرده‏ایم (151)
ماجرای امروز جامعه ما نیز در حال میل به این سمت است. البته هنوز مانده که اینطور بشویم اما به این سمت داریم میل می کنیم. مثلا نمار می خواند، روزه می گیرد اما به راحتی رشوه هم می گیرد. اسلامی که این روز ها نمونه بارزش همان چیزی است که در ترکیه دیده می شود. تصاویر زیر از افطار روز 22 تیر 1392 معترضان اردوغان در خیابان "استقلال" استانبول در اولین روز ماه رمضان همین امسال است که توسط سایت فرارو منتشر شده است. 
این مدل از دینداری که بخشی از اسلام ناب را می پذیرد و بخش دیگر را نمی پذیرد همان چیزی است که در اصطلاح اسلام ناب آمریکایی نامیده می شود. موضوعی که بار ها و بار ها امام خمینی نسبت به آن تذکر داده بودند و لازم است متولیان فرهنگ جامعه دقت بیشتری نسبت به آن داشته باشند. 

مسلمانانی که روزه می گیرند ولی به حجاب اعتقادی ندارند
مسلمانانی که روزه می گیرند اما به حجاب اعتقادی ندارند



خرید شما = رونق اقتصادی رژیم صهیونیستی

در سال 1869 میلادی در همایشی که در شهر پراگ برگزار گردید راشورن یکی از خاخام های اعظم صهیونیستی بیان می دارد تسلط بر طلا و افکار عموماسرائیل همان غده سراطانیی است که کمک به آن سبب فراگیریش خواهد شد ی را دو ابزار مهم برای تسلط بر جهان معرفی می کند و صهیونسیت ها برای اجرایی شدن این هدف تلاش های گسترده ای را تدارک می بینند تا حدی که هم اکنون می توان رد پای صهیونیست ها را در اکثر بنگاه‏های اقتصادی و رسانه های جمعی مشاهده کرد. حال اگر مطابق آیه 82 سوره مبارکه مائده، صهیونیست ها را از بزرگترین دشمنان اسلام بدانیم لازم است با تمام توان مانع شویم این غده سرطانی به آمال و آرزو های پوچ و بی اساس خود دست یابد. بنابراین بر ما لازم است است، در سالی که به نام حمایت از تولید ملی نامیده شده است با همتی مضاعف از خرید کالا هایی که تولیدکنندگان آنها از حامیان و تقویت کنندگان رژیم غاصب صهیونیسیم هستند؛ اجتناب نماییم.  این موضوع در بیان عموم مراجع عظام تقلید و علمای عالی قدر ذکر گردیده است. چنانچه در رساله اجوبه الاستفتائات مقام معظم رهبری (مد) می خوانیم1:

پرسش
1351: آیا خرید تولیدات شرکتهاى یهودى، امریکایى یا کانادایى با وجود این احتمال که شرکتهاى مزبور به تقویت دولت اسرائیل مى‏پردازند، جایز است؟
پاسخ:
اگر خرید و فروش این تولیدات موجب تقویت دولت حقیر و غاصب اسرائیل شده و یا در راه دشمنى با اسلام و مسلمین بکار مى‏روند، خرید و فروش آنها براى هیچکس جایز نیست و الاّ اشکال ندارد.

در مورد تحریم کالا های صهیونیستی باید به سه نکته اساسی دقت داشت:
1- به خاطر حساسیتی که در کشورهای اسلامی و خصوصا ایران بر روی نام اسرائیل وجود دارد، هیچ کدام از این محصولات با عنوان و تاکید بر «تولید شده در اسرائیل» توزیع نمی‌شود و برای شناخت این محصولات و کمپانی‌های صهیونیستی باید با دقت و هوشیاری به تحقیق پرداخت. و به میزان خدمات شرکت ها به این رژیم منحوس و تشکر ها و قدردانی های سران رژیم اشغال گر قدس دقت مضاعف داشت.
2- ماهیت برخی از این محصولات، به خصوص کالاهای الکترونیکی و کامپیوتری و ... به گونه‌ای است که عملا تحریم سریع آنها ممکن نیست و باید به مرور و با برنامه‌ریزی دولت در بازار جایگزین شوند .اما برخی از این محصولات، ماهیت مصرفی و خوراکی دارند و تحریم آنها به راحتی ممکن است و حتی موجب تقویت کالاهای داخلی نیز می‌گردد. بنابر این برای تحریم این رژیم باید ابتدا تحریم کالا های مصرفی که معادل آنها در داخل کشور نیز تولید می شود؛ را در دستور کار قرار داد و سپس با فراهم شدن زیر ساخت های لازم نسبت به تحریم سایر شرکت ها اقدام نمود.
3- سابقه تاریخی تحریم تنباکو و کمپانی انگلیسی «رژی» با فتوای مرحوم میرزای شیرازی تحریم کالاهای دانمارکی در جریان توهین روزنامه‌های این کشور به ساحت مقدس پیامبر اکرم، در سراسر جهان اسلام و از جمله ایران که نتیجه آن عجز و ناتوانی دشمنان اسلام و اتحاد و یکپارچگی و تقویت روحیه مبارزه و قیام علیه ظلم در ملت‌های مسلمان بود؛ نشان می‏دهد که مردم مسلمان و انقلابی کشورمان به غیر از راه‌پیمایی در روز قدس و یا دعا برای رزمندگان مقاومت، می‌توانند به گونه ای جدی تر وارد عرصه مبارزه با صهیونیسم شوند و با تحریم شرکت‌هایی که به رونق اقتصادی رژیم اشغالگر قدس می‏پردازند به صورت عملی به مبارزه با این رژیم بپردازند.
در ادامه سعی داریم تعدادی از این شرکت ها را معرفی و به بیان سوابق آنها در حمایت این رژیم منحوس بپردازیم. البته دامنه شرکت های صهیونیستی بسیار گسترده تر از مندرجات این فهرست است اما این نوشتار بیشتر روی محصولاتی که حضور پر رنگ تری در بازار های ایران دارند متمرکز خواهد بود.

کوکاکولا (CocaCola)
کوکاکولا محصولات خود را تحت عناوین کوکاکولا، فاتنا، کانادا درای و اسپریت به بسیاری از کشور ها صادر می نماید. این شرکت خدمات خود به رژیم صهیونیستی را در سال 1966 میلادی با احداث کارخانه ای در سرزمین های اشغابایکوت کالا های صهیونیستی لی آغاز و با اینکار تحریم اقتصادی عرب ها علیه اسرائیل را شکست و گام موثری در تثبیت این رژیم منحوس برداشت.  رضایت سران رژیم صهیونیستی از همراهی و همکاری با این شرکت را می توان از ضیافت شام تجاری اسرائیل که در سال 1977 میلادی به پاس 30 سال پشتیبانی از این رژیم اشاره کرد.
کوکاکولا در سال 2002 کارخانه ای دیگر در شهر «کیریات گات» (شهرکی در حیفا که ساکنین آن با اعمال زور و جنایت از این شهرک رانده شدند) جهت بکار گیری 700 اسرائیلی احداث نمود و گستره خدماتش را در سال 2005 با خرید 51 درصد از سهام «شرکت شراب سازی تاوُر»  (tavor) اسرائیل گسترده تر از پیش نمود. در حال حاضر بیش از 5000 اسرائیلی در شرکت های وابسته به کوکاکولا مشغول به کار بوده و قرار است این میزان با توسعه و تاسیس کارخانه های وابسته به کوکاکولا افزایش یابد.

نستله (Nestle)
شرکت نستله که بزرگترین شرکت تولید کننده مواد غذایی در دنیا به حساب می آید محصولاتش را تحت عناوین نسکافه، کافی میت، محصولات غذایی مگی (Maggi)، شکلات های کیت کات و لوازم آرایشی بهداشتی لئوریال (Loreal) روانه بازار‏های مصرف می نماید. خدمات این شرکت با خرید 10 درصد از سهام بایکوت کالا های صهیونیستیشرکت تغذیه اسرائیل (Investment) در سال 1995 آغاز شد و بعد از دو سال سرمایه گذاری خود را به بیش از 50 درصد رساند. از دیگر خدمات این شرکت می توان به راه اندازی مرکز تحقیق و توسعه «R&D»، واریز 20 میلیون دلار به صندوق «غرامت هولوکاست»، احداث کارخانه در شهرک غصب شده «سدورات» و اعطای امتیاز توزیع و صادرات محصولات خود به شرکت اسرائیلی «اوسم» اشاره نمود. هم اکنون بیش از 4000 یهودی صهیونیسم در کارخانه های وابسته به نستله مشغول به کار می باشند.
جایزه ویژه جوبیلی (Jubilee -که به سازمانی هایی که تاثیر عمده ای در قدرت یافتن اسرائیل دارند اهدا می گردد) در سال 1998، معافیت مالیاتی و کمک چندین میلیون دلاری از رژیم صهیونیستی از جمله پاداش هایی است که نستله در قبال خوش خدمتی به این رژیم دریافت نموده است. 
در ایران شرکت نستله نماینده فروش انحصاری نستله سوئیس (اس - آ) است که علاوه بر موارد فوق غذای کودک سرلاک و شیر خشک نان نیز از محصولاتی است که توسط این نمایندگی تولید و در بازارهای ایران و کشور های خاور میانه به فروش می رسد.

تیمبرلند (Timberland)   
کافی است نگاهی به پوشاک و البسه خود و اطرافیانتان بیاندازید تا نام و بِرَند این شرکت حامی رژیم اشغالگر قدس را روی کاپشن، کلاه، کوله پشتی، ساک چمدان، کفش، پوتین یا حتی روی کیف پول یا ساعت موچی خود مشاهده کنید.
47بایکوت کالا های صهیونیستی درصد از سهام و 81 در صد از حق رای این شرکت 1/1 میلیارد دلاری متعلق به خانواده صهیونیست فعال و حامی رژیم  صهونیستی به نام «جفری سوارتز» (jeffry swartz) می باشد وی پس از سفر 4 روزه که به سرزمین های اشغالی داشت در گفتگو با نشریه ارشلیم پست گفت که اسرائیل باید پیامش را به گوش جهانیان برساند و تاکید کرد که «ما خواهان دخالت جدی تر آمریکا در حمایت از اسرائیل هستیم» و قول داد که با احساس وظیفه فراگیر کردن پیام اسرائیل به کشورش باز می گردد.
تیمبرلند بیش از 20 فروشگاه بزرگ در سرزمین های اشغالی ایجاد کرده و تولید کننده پوتین های سربازان اشغالگر فلسطین می باشد. بخشی از درآمد خانواده سوارتز صرف پشتیبانی از موسسات آموزشی یهودیان در آمریکا می گردد.

موتورولا (Motorola)   
موتورلا شرکتی چند ملیتی است که به خاطر تولید گوشی تلفن همراه، تلفن بی سیم و تلویزیون های دیجیتال شهرت دارد و مرکز اصلی آن در آمریکا قرار دارد. سرمایه گذاری عظیم این شرکت در اسرائیل به سال 1948 بایکوت کالا های صهیونیستیباز می گردد که موجب شکسته شدن تحریم های اعراب علیه رژیم صهیونیستی شد و در نتیجه این خوش خدمتی بنیامین نتانیاهو جایزه ویژه جوبیلی را در سال 1998 به این شرکت اهدا کرد. طی سال های فعالیت موتورلا در سرزمین های اشغالی بیش از 4500 اسرائیلی در آن استخدام شدند تا ضمن خدمات اقتصادی فراوان بهه رژیم اشغال گر قدس موجبات بهبود اشتغال و کسب کار را در سرزمین های اشغالی فراهم آورد.
علاوه بر خدمات اقتصادی فراوان این شرکت، تامین ابزار و ادوات الکترونیکی و رادار های نظامی، گیت های تفتیش، سیستم هدایت موشکی، هواپیمای بدون سرنشین و وسایل ارتباطی و جاسوسی خدمات ویژه موتورلا به رژیم اشغال گر قدس می باشد.

اینتل (Intel)   
شرکت اینتل بزرگترین سازنده ریزپردازنده های رایانه ای و قطعات مرتبط با شبکه، بی سیم و ... است. نخستین طرح این شرکت «طرح IDC» است که در سال1974 در حیفا بایکوت کالا های صهیونیستیشروع به کار کرد کارخانه دوم این شرکت در سال 1985 با نام «FAB8» با سرمایه گذاری 1 میلیارد دلاری اینتل و 500 میلیون دلاری رژیم صهیونیستی تاسیس گردید و تاسیس مرکز توسعه اورشلیم در سال 1998  امکان خدمت رسانی هر چه بیشتر به رژیم اشغال گر قدس فراهم کرد.
از خدمات گسترده این شرکت می توان به بورس تحصیلی و خرید وسایل آزمایشگاهی در مدارس و دانشگاه های سرزمین‏های اشغالی اشاره کرد. شعبه اسرائیلی این شرکت که سومین واحد بزرگ اینتل در دنیاست با اشتغال بیش از 4000 نفر و صادرات بیش از یک میلیارد دلار در سال موجبات رونق اقتصادی سرزمین های اشغالی را فراهم آورده است.

آی بی ام (IBM)   
آی بی ام سرمایه گذاریش در سرزمین های اشغالی را یک سال پس از تشکیل دولت موهوم اسرائیل آغاز کرد.
بایکوت کالا های صهیونیستی«لارنس ریکاردی» از مدیران این شرکت در در مصاحبه با ارشلیم پست گفت «این بخش از زمین (فلسطین اشغالی) و آرمان های بزرگش برای آی بی ام بسیار مهم است» و این طرز تفکر مدیران آی بی ام بود که ستایش شارون در مهمانی اتحادیه دوستی آمریکا – اسرائیل در سال 2001 را بر انگیخت و سبب شد جایزه «سفیر» اتاق بازرگانی آمریکا – اسرائیل را در سال 2002 به این شرکت سخت افزاری اهدا گردد. از خدمات این شرکت به اسرائیل می توان به ساخت مجموعه «خانه آی بی ام» آزمایشگاه های تحقیقاتی در حیفا و اشتغال 2000 نفر از اشغال گران فلسطین اشاره کرد.

نوکیا (Nokia)   
نوکیا حضور خود در اسراییل را با یک سرمایه گذاری 500 میلیون دلاری در ماه دسامبر سال 2000 میلادی آغاز کرد. این شرکت فنلاندی که بیش از 35 درصد کل بایکوت کالا های صهیونیستیگوشی های همراه جهان را تولید می کند بازار اسرائیل غاصب را یکی از بهترین بازار های خود دانسته و با تمام توان در پی سرمایه گذاری در فلسطین اشغالی می باشد. و با احداث کارخانه هایی در سرزمین های اشغالی کمک شایان توجهی به اقتصاد و اشتغال زایی رژیم صهیونیستی داشته است.
لارس ولف (lars wolf) -یکی از مدیران ارشد نوکیا- در 4 مارس سال 2001 میلادی (1380هـ.ش.) در مصاحبه ای با روز نامه صهیونیستی ارشلیم پست (jerusalem post) می گوید «از آنجایی که در پروژه داخلی ما به نام «پروژه اسرائیل»، شبکه اسرائیل یکی از اهداف ماست و همچنین سازمان اقتصادی و مرکز تحقیقات نوکیا نیز حساب ویژه ای بر روی اسرائیل باز کرده، ما اسرائیل را به عنوان چشم انداز و دور نمای تمام اهداف نوکیا می دانیم.»
امید که روزی شاهد اتحاد عمومی مسلمین در جهت نابودی این غده سرطانی و آزادی قدس شریف باشیم «آمین»

-------
منابع و مواخذ:

* رساله اجوبه الاستفتائات مقام معظم رهبری، ترجمه فارسی
* وب سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی اینجا
* کمپین بین المللی تحریم آکادمیک و فرهنگی اسرائیل (آمریکا) U.S. campign Academic & Cultural Boycott of Israel اینجا 
* کمپین بین المللی بایکوت اسرائیل اینجا
* مجموعه «من نسکافه نمی خورم» تولید شده توسط جنبش دانشجویان جهان اسلام (دانشگاه امام صادق علیه السلام)


پی نوشته:
1- تاکید بر حرمت معامله با شرکت هایی که سبب انتفاع رژیم صهیونیستی هستند را می توان در استفتائات و فتوا های عموم مراجع ماضی و معاصر  از جمله امام خمینی، و آیات عظام نوری همدانی، مکارم شیرازی، فاضل لنکرانی مشاهده نمود. برای اطلاع از نظر مرجع تقلید خود می توانید به بخش «تجارت با غیر مسلمان» رساله توضیح المسائل یا دفاتر استفتائات ایشان مراجعه نمایید.



یکی از اساتید برجسته اخلاق یه مثل ساده ای می فرمودند که امروز بار ها یاد این مثل ساده افتادم. ایشون می فرمودند قرمه سبزی رو با گوشت و لوبیا درست می کنند، نه با غین و قاف؛ مراقب باشید شما را درگیر غین و قاف نکنند و گوشت و لوبیا را ببرند. قرمه سبزی فرهنگی
متاسفانه در بسیاری از موارد در مسائل فرهنگی عده ای آنقدر مسائل اصلی را فرعی و مسائل فرعی را اصلی می کنند و آنقدر روی حواشی کم ارزش مانور می دهند که توجه افراد از اصول باز می ماند و زمانی چشم باز می کنیم و می بینیم که اصل و اصول را بردند و ما ماندیم و بازی با یک سری فروع کم ارزش. البته این جماعت که انشا الله از روی جهل چنین می کنند جزء مصائب اسلام از ابتدا بوده اند و جهل این گروه حتی حضرت نبی اکرم را هم آزار می داده که در این مجال قصد پرداختن به آن ها را ندارم اما آنچه مهم است این است که بدانیم توان تمایز بین موضوعات اصلی و فرعی و تمرکز بر اصل ها در همه شئون لازم و واجب است و نباید هیچ گاه از آن ها غافل شد چرا که دشمن در کمین نشسته است تا غفلت ما را ببیند و مانند آنان که روزی در جنگ احد اصل (حفظ آن گردنه) را رها کردند و به دنبال فرع (گرفتن غنیمت) رفتند و در اثر این غلفت نزدیک بود اصل اساسی که حفظ جان پیامبر بود؛ از بین برود.

پی نوشت: یکى از این درسها، این نکته مهم است که حسین بن على علیه‌الصّلاةوالسّلام، در یک فصل بسیار حسّاس تاریخ اسلام، وظیفه اصلى را از وظایف گوناگون و داراى مراتب مختلف اهمیت، تشخیص داد و این وظیفه را به انجام رساند. او در شناخت چیزى که آن روز دنیاى اسلام به آن احتیاج داشت، دچار توهّم و اشتباه نشد. در حالى که این، یکى از نقاط آسیب‌پذیر در زندگى مسلمین، در دورانهاى مختلف است؛ یعنى این‌که، آحاد ملت و راهنمایان آنها و برجستگان دنیاى اسلام، در برهه‌اى از زمان، وظیفه اصلى را اشتباه کنند. ندانند چه چیز اصلى‌است و باید به آن پرداخت و باید کارهاى دیگر را - اگر لازم شد - فداى آن کرد؛ و چه چیز فرعى و درجه دوم است و هر حرکت و کارى را به قدر خودِ آن باید اهمیّت داد و برایش تلاش کرد.درهمان زمانِ حرکت اباعبداللَّه علیه‌السّلام، کسانى بودند که اگر با آنها در باب این قضیه صحبت مى‌شد که «اکنون وقت قیام است» و مى‌فهمیدند که این کار، به دنبال خود مشکلات و دردسرهایى دارد، به تکالیف درجه دو مى‌چسبیدند؛ کما این‌که دیدیم، عدّه‌اى همین کار را کردند. در میان آنهایى که با امام حسین علیه‌السّلام، حرکت نکردند و نرفتند، آدمهاى مؤمن و متعهّد وجود داشت. این‌طور نبود که همه، اهل دنیا باشند. آن روز در بین سران و برگزیدگان دنیاى اسلام، آدمهاى مؤمن و کسانى که مى‌خواستند طبق وظیفه عمل کنند، بودند؛ امّا تکلیف را نمى‌فهمیدند؛ وضعیت زمان را تشخیص نمى‌دادند؛ دشمن اصلى را نمى‌شناختند و کار اصلى و محورى را با کارهاى درجه دو و درجه سه، اشتباه مى‌کردند. این، یکى از ابتلائات بزرگ دنیاى اسلام بوده است. امروز هم ممکن است ما دچار آن شویم، و آنچه را که مهم است، با چیز کم اهمیّت‌تر اشتباه کنیم. باید وظیفه اساسى را که قوام و حیات جامعه به آن است، پیدا کرد. (71/5/7)



تصویر  شهید حسن فینی زاده

از او (امام خمینی) جلوتر نروند که گمراه می شوند و از او عقب نمانند که هلاک می شوند 

شهید حسن فینی زاده فرزند عقیل (غلامرضا) متولد روز اول سال 1343 (1343/1/1) در شهر آران بیدگل (کاشان) شهادت در تاریخ 1361/3/23 در عملیات آزاد سازی خرمشهر (بیت المقدس) متنی که در ادامه می آید وصیت نامه ایشان است که در تاریخ 1360/12/4 یعنی زمانی که او تنها 18 سال داشت و تقریبا 4 ماه مانده بود به زمان شهادتش. و جالب است که این شهید بزرگوار سی سال پیش حرف هایی زده که امروز آنها را می توان به عینه مشاهده کرد
 

إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیانٌ مَرْصُوصٌ
مَن طَلَبَنی وَجَدَنی وَ مَن وَجَدَنی عَرَفَنی وَ مَن عَرَفَنی عَشَقَنی وَ مَن عَشَقَنی عَشَقتُهُ وَ مَن عَشَقتُهُ قَتَلتُهُ وَ مَن قَتَلتُهُ فَعَلی دِیَتُه وَ مَن عَلی دِیَتُه وَ اَنَا دِیَتُه. 

خداوند دوستدار جنگ آورانی است که در راه او صف بسته و چون دژ نفوذ ناپذیری در راه او نبرد می کنند.
اکنون که در این راه قدم می گذارم نه بسوی انتقام بلکه برای خدا و برای احیای اسلام و قران هر تیری که به طرف دشمن نشانه می رم به خاطر خداوند وهر تیری که به طرفم می آید برای رضای خداست. من خود آگاهانه این راه را انتخاب نموده ام چرا که خون سرخ شهیدان از هابیل تا حسین (علیه السلام) و از حسین تا شهیدان کربلای جنوب و غرب ایران پشتوانه و ترغیب کننده من به این راه هستند و از خداوند  می خواهم که اگر عمر من در جهت مسلمان شدن بکار نمی آید و کمکی به اسلام نمی کند هر چه زود تر جانم را بگیرد و به خدا پناه می برم از عذاب آخرت و روز حساب که این نگرانی را در مورد بسیاری از عزیزان خود دارم. خداوند همگی ما را ببخشد زیرا وقتی ارواح همگی شهدا آرام خواهد گرفت که اسلام در ایران و سپس در جهان مستقر شود. آری من فقط برای برقراری حکومت عدل اسلامی در جهان تحت رهبری نایت امام زمان آیت الله خمینی و برای نجات مستضعفین جهان و همچنین ثبات ولایت فقیه و ثبوت رژیم جمهوری اسلامی و نابودی گروهک های وابسته به ابر قدرت های چپ و راست که خود را حامی خلق می دانند و در حقیقت دشمنان خلق هستند پا به میدان مبارزه گذاشتم و تا آخرین قطره خون و آخرین نفس به یاری الله مبارزه خواهم کرد.

و اما سخنی با امت شهید پرور و مجاهد اسلام

اول حمد و ستایش ذات اقدس ملکوتی را که به چنین راهی هدایتمان کرد و از بودن و ماندن و گندیدن به سوی شدن و رفتن و تراویدن رهنمایان گردید. تشکر بیکران ایزدمان را که پیام آور و رسولی چون محمد (صلی الله علیه و آله) فرستاد تا راه هدایت  به جامعه بشری نشان دهد و رسول باشد تا آنچه را که الله ارسال می دارد بر انسان ها تلاوت کند و وروح آنها را از خموشی و خمودی بدر آورد و متوجه به خدا کند. درود بی پایان به رحمت و حجت خدا در زمین مهدی موعود (عجل الله فرجه) ارواحنا له الفدا که وجود مقدسش لطفی است بی انتها. و در نهایت سلام و درود بر ثلاله پاک بقیه الله الاعظم امام حسین عزیز که با ندای مسیحائیش زنده کرد مردگان را. تشکر ایزد منان را که منت نهاد  و امت قهرمان را یاری کرد تا بر حرف امامش جامه عمل بپوشاند و بر طاغوت و طاغوتیان پیروزیش داد که این پیروزی آغاز است، آغازی که انجامش حکومت امام زمان (عجل الله فرجه) می باشد. و چه مسئولیت بزرگی بر دوش ماست و چه خوب امت ما این مسئولیت را حس کرده است. خداوند ملت ما را در این امور یاری دهد که محققا خواهد داد زیرا خود اینچنین وعده داده است

ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم

و سخنی با فرزند حسین، موسی زمان، روح خدا خمینی کبیر امامم، مرادم، راهم و ....

ما با تو عهد بسیتم و سخنانت را شنیدیم و سعی و کوشش در اجرای آن کردیم و با خون خود .... تصویر سنگ مزار شهید حسن فینی زاده در شهرستان آران و بیدگلزمان حسین نبودیم تا در کربلا فرزند زهرا (علیها السلام) را یاری نماییم فرزندش را یاری می کردم و این وظیفه مابود اماما فرمانت را شنیدم که فرمودی جنگ فعلی جنگی است میان حق و باطل چون حق پیروز است ما پیروزیم و چون آرزو داشتم در صف پیکارگران حق باشم در صحنه وارد شدم و آن عاملی که در سر می پروراندم رسیدم و چون امام را برحق می دانستم سخنانشرا به عنوان وصیت بر امت قهرمان و شهید پرور ایران بازگو می کنم که به کارگیرند و از او جلوتر نروند که گمراه می شوند و از او عقب نمانند که هلاک می شوند
امام امت هشدار  می دهد که همه  حول محور الله جمع شوید و بخاطر اسلام تلاش کنید  و وحدت کلمه را حفظ کنید تا پیروز شوید و اگر اختلاف در میان شما پیدا شود و یا خدائی ناکرده اوج بگیرد نهضت ما به شکست منتهی می شود و عزت شما به ذلت  تبدیل می شود و مواظب باشید در بین صفوف مستحکم شما گروهک ها  نفاق و شکاف ایجاد نکنند که این عامل شیطانی و فرعونی است. گروهک هائی منافق و کافر اسلامرا دشمن دشمن خود یافته اند و مصمم هستند که اسلام را از بین ببرند و شما را از خط مستقیم اسلام منحرف کنند  ولی شما به حبل الله اعتصام جوئید و متفرق نشوید تا خدا شما را پیروز گرداند.
امامم تذکر  می دهد از روحانیت  پشتیبانی کنید اگر روحانیت را به دسیسه های مختلف بتدریج از شما بگیرند امام می گویند: آنروز که روحانیت را از مرد بگیرند و مردم را از روحانیت، انروز ابرقدرت ها جشن می گیرند و واقعا همینطور است زیرا روحانیت متعهد و آگاه است  که می تواند ما را به راه اسلام رهنمون کنند و اگر از ملت ما گرفته شود دیگر چه کسی اسلام را به ما می شناساند و آن روز ناچار به فرهنگ های غربی و شرقی پناه می بریم.
امام می گویند برای ما شرق تجاوزگر و غرب جنایت کار فرقی ندارد و همچنین می گویند نهضت ما یک نهضت اسلامی است این انقلاب اسلامی است ملت عزیز ایران باید بداند که بر شرق و غرب نباید اتکا داشته باشند زیرا شرقگرائی و غربگرائی  اساس بدبختی ما است و ملت ما قبلا این را تجربه کرده است.
امام می گویند ما باید انقلابمان را به همه جهان صادر کنیم و تفکر اینکه ما انقلابمان را صادر نمی کنیم را دور بیاندازیم زیرا اسلام پشتیبان همه مستضعفین جهان است و شما ای ملت اسلام به عنوان مسلمان و مقلد  امام باید مکتب اسلام را به همه جهانیان بشناسانید و مستضعفین را از چنگال مستکبرین رهایی بخشید که این وظیفه شماست اگر در این وظیفه کوتاهی کنید قران شما را محاکمه می کند و در همین جا سخن را خاتمه می دهم و خدا را شکر می کنم و امید وارم تمامی لشکریان حق بر باطل پیروز شوند و خداوند توفیق به سپاه و ارتش و بسیج نیروهای مردمی و عشایر بدهد تا در راه پاسداری از انقلاب جانفشانی کنند.

از پدر و مادرم تشکر می کنم که چنین فرزندی تربیت کردند و آنها می خواهم در فقدان من ناراحتی نکنند و برای تمامی شهدای اسلام خصوصا حسین ابن علی (علیه السلام) گریه کنند. پدر جان درست که بعضی مواقع نافرمانی تو را کرده ام و مادر جان اگر بعضی مواقع حرفت را گوش نکرده ام ناراحت مباش. امیدوارم که در چنین مواقعی خلاف اسلام و امامم عمل نکرده باشم.
از خویشان و دوستان و آشنایان و همدرسان طلب مغفرت می کنم و از آنها می خواهم که امام را دعا کنند و این مرد اسلام و پیر جماران را تنها نگذارند وو همیشه از سنگر ولایت فقیه با دشمنان اسلام و خدا بجنگند و همواره راه امام را تقویت نمایند. 
خواهرم: درست را بخوان و همواره یاد خدا باش و از غفلت و عبث بودن بپرهیز و حجاب و عفت را رعایت کن و دیگران را نیز به این کار ترغیب نما.
برادرانم: پدر و مادر را تنها مگذارید، امام را دعا کنید اسلام را یاری کنید و از یاد خدا غافل نشوید و دنباله رو حسین ابن علی (علیه السلام) باشید اگر به درجه رفیع شهادت رسیدم مرا البته به صلاح پدر و مادرم در زادگاهم بیدگل کاشان دفن نمایید تا بلکه مشوقی باشم برای دیگر جوانان که راه شهادت را پویا باشند. هرکسی بر من حقی دارد مرا ببخشد و اگر نمی بخشد در ازای حقش از پدرم یا خانواده ام بگیرد در خاتمه می خواهم از خداوند: در انتظار فرج امام زمان و پیروزی لشکریان اسلام دعا کنند امام زمان و امام و پیروان امام و رئیس جمهور در خط امام و در نهایت جمهوری را تقویت نمایند.

اطیعو الله و الرسول و اولی الامر منکم
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار
الهی الهی احفظ لنا خمینی حتی الظهور المهدی
و من الله التوفیق

4/12/60

حسن فینی زاده

 

 



روزی پیامبر (علیه السلام) در مسجدی که از جمعیت پرشده بود مشغول خطبه خوانی بودند مردی از اعراب وسط خطبه به مسجد آمد و سعی کرد با کناز ردن افراد به صف های جلو برود که پیامبر او را مورد خطاب قرار دادند و گفتند همان جا بنشین و مزاحم دیگران نشود. این حکایت خیلی از هیاتی ها و نماز خوان هاست که برای جلو آمدن مزاحم همه می شوند و دیگران را به زحمت می اندازند
یک مصداق آشکار این موضوع در زیارت امام رضا (ع) دیده میشه که برخی با تلاش فراوان و شاید هم با آسیب زدن به دیگر زائران خود را به ضریح می رسانند تا دستی به ضریح بکشند . در حالی که زیارت بدون دست کشیدن به ضریح هم می تواند مقبول باشد. ویا موقع نماز جماعت و مراسمات حرم حتما تاحالا برخورده اید به افرادی را که می بینند مثلا صحن یا رواقی پر است و باز هم می روند بین جمعیت و آخرش هم با فشار دادن افراد و ایجاد اذیت برای آنها یه جایی برای خودشان دست و پا می کنند. 
به نظر گناه این کار خیلی بیشتر از ثواب آن است. چرا که امام علی (علیه السلام) می فرمایند :مؤمن کسی است که مردم از دست او در آسایشند 
البته باید توجه داشت که در دین ما نسبت به تکمیل صف اول نماز  تاکید فراوانی گردیده و برایش ثواب بسیاری نوشته شده اما گاهی اعمال ما می شود مثال همان گاو 9 مَن شیر دِه ... 



مقدمه اول: واژه تقدس از ریشه قدس بوده و به معنای پاک بودن و عاری از اشکال و نقص بودن است و در اصطلاح به معنای ارتباط با قدس الهی داشتن به کار می رود و هر شی دارای تقدس (مقدس) دارای حیطه و حاشیه امن خواهد بود که هرگونه تعرض به آن از سوی معتقدین به تقدس شی با برخورد سخت مواجه خواهد شد.

مقدمه دوم: هر نظام و حکومتی خصوصا سیستم های برآمده از انقلاب های مردمی و ایدئولوژیکی دارای پایه های اعتقادی هستند. این پایه های اعتقادی اساس و محور تحولات آن انقلاب بوده و تمام تصمیمات آن سیستم بر اساس آن پایه ها اتخاذ می شود (از آنها با عنوان ارزش های آن سیستم نیز یاد می شود). به عنوان مثال در حکومت های کمونیستی تساوی حقوق یک ارزش و پایه حکومت است و هر تصمیم در آن نظام لازم است بر اساس نیل به آن اتخاذ شود و از روی دیگر هر تصمیم و عملی که بر خلاف آن باشد مذموم و نکوهیده خواهد بود.
با عنایت به این دو مقدمه خواهیم یافت که هر نظام و انقلابی دارای ارزش ها و پایه هایی است که آن ارزش ها برای مردم تابع آن حکومت (لااقل وفاداران بدان حکومت) دارای تقدس می باشد. 
برای مثال در نظام جمهوری اسلامی ارزش هایی مطرح است که برای بررسی کلی آن می توان به دو واژه "جمهوری" و "اسلامی" دقت نمود. و برای مثال جزئی تر می توان به مفاهیمی چون عدالت، آزادگی، استقلال، بندگی خدا، عدم بندگی طاغوت، ولایت مبتنی بر فقه (ولایت فقیه) و ... اشاره نمود. که همگی پایه ها و ارزش های بودند که در تشکیل این نظام سیاسی مورد توجه و دقت قرار گرفته اند.
با عنایت به عرایض مطرح شده دو راه برای منحرف کردن نظام های سیاسی از خط و مشی اصلی آن وجود دارد یکی تقدس زایی و دیگری تقدس زدایی که در واقع در بسیاری از موارد اولی مقدمه دومی خواهد بود.
طبیعی است که راه منحرف کردن یک انقلاب، تغییر را تقلیل مقدسات و ارزش های آن نظام است اما همانطور که در مقدمات عرض شد  در انقلاب های مردمی، ارزش هایی که بر مبنای آنها انقلاب کرده اند؛ مقدس انگاشته می شود و نسبت به آنها حساسیت بسیار وجود دارد لذا همواره سعی می گردد با کسانی که برخلاف آن مقدسات سخن می گویند یا اقدام می نمایند برخورد سخت صورت گیرد. پس اگر کسی یا کسانی بخواهند یک نظام سیاسی را منحرف کنند لازم است ابتدا از ارزش و بهای این مقدسات نزد مردم آن جامعه بکاهند و سپس آرام آرام، آنها را حذف نمایند. اجازه بدهید با یک مثال این موضوع را تشریح نمایم. یکی از ارزش هایی که انقلاب ما برای تحقق آن شکل گرفت موضوعی بود که تحت عنوان حجاب و عفاف از آن یاد می شود. اگر دشمنان این انقلاب می خواستند همان ابتدا این شی مقدس را از جامعه ما بگیرند با برخورد رادیکالی و بسیار تند انقلابیون (که تقریبا تمام جامعه یا اکثر آن را تشکیل می داند) مواجه می شدند و در نتیجه برداشتن یکباره این ارزش کاری اشتباه بود. لذا برای از بین بردنش لازم بود روش نرم استفاده شود و آرام آرام از میزان تقدس این ارزش کاسته شود تا جامعه روزی آمادگی آن را بیابد که انقلاب خود را بدون این ارزش بپذیرد و تحمل نماید. و نتیجه این تهاجم نرم و خزنده آن شد که جامعه ای که عدم وجود چادر را به هیچ عنوان نمی پذیرفت و برای چادر ارزش قدسی قائل بود امروز به پوشیدن مانتو های کوتاه و شلوار های چسبان و بیرون گذاشتن انبوهی از مو توسط خانم ها و لباس های چسبان و بدن نما توسط آقایان رضایت داده و خواستار آن است که این ارزش بیش از این خدشه دار نشود حال آنکه روزی در برابر کوچکترین خدشه به ارزش چادر و حجاب عکس العمل های بسیار تند توسط همین مردم صورت می پذیرفت. (لازم به توضیح است که در مقام دفاع از اقدامات بعضا تند ابتدای انقلاب نیستم و صرفا توضیح اتفاقات رخ داده مد نظر است) در واقع دشمنان موفق شدند این ارزش و امر مقدس در بدو انقلاب را آرام و نرم کم رنگ کرده و به سمت صفر سوق دهند و در واقع تقدس زدایی کنند. این موضوع را می توان در موارد گوناگون از جمله بحث استکبار ستیزی، صداقت، عدالت، پیروی از ولایت فقیه و برخی دیگر از ارزش های اسلامی که انقلاب ما بر اساس آنها شکل گرفت؛ مورد بررسی و کنکاش قرار داد.
اما تقدس زدایی همواره به صورت مستقیم انجام نمی پذیرد بلکه در برخی از موارد با ارائه نسخه های جعلی و دروغین از امور مقدس سعی در تکثر و تعدد آن داشته تا افراد جامعه و بعضا نخبگان در تشخیص اصل از بدل دچار اشتباه و گمراهی شوند  و مهاجمین بتوانند نسخه های اصل را آرام آرام برداشته و نسخه قلابی را جایگزین کنند. موضوعی که می توان آن را در خصوص انحرافات وارده در موضوع عاشورا و محرم به وضوح مشاهده کرد. در این روش مهاجمین آنقدر افراد را سرگرم موضعات ناصحیح و نامعتبر می کنند که توجه ایشان نسبت به اصل منحرف شده تا پس از گذشت اندک زمانی حذف یا کمرنگ کردن ارزش های واقعی سهل و آسان گردد (راه هایی مانند حسین پارتی یا مجالس سینه زنی که با سبک و سیاق مجالس دیسکو برگزار می شود برای موضع تقدس زدایی از محرم و عاشورا مورد استفاده قرار گرفت) این اقدام دشمنان همان تقدس زایی است و به معنای مقدس کردن اشیاء نامقدس بوده و نتیجه اش خطا بردن افراد در تشخیص مقدس از غیر آن می باشد که در نهایت راه برای حذف شیء مقدس واقعی فراهم شده و می توانند به راحتی پس از گذشت اندک زمانی مقدسات اصیل را حذف یا بسیار کم رنگ نمایند. 
این دو روش اصلی و اساسی در جنگ نرم است که امیدوارم مسئولین و مردم توجه بیشتری نسبت به آنها داشته باشند



موضوع را با سه پرسش و پاسخ از زبان حجت‌الاسلام دکتر محمد صابر جعفری قائم مقام بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود بررسی می کنیم. 

1. آیا شیعیان برای به امامت رسیدن امامی، جشن  می‌گرفته‌اند؟

دو نوع شادمانی برای به امامت رسیدن امام داریم. یک نوع وقتی است که پیامبر(صل الله علیه و اله و سلم)، حضرت علی(علیه السلام) را به عنوان امام معرفی می‌کند. برای این امر، مراسم داشتیم و امامان هم بر آن و بزرگداشت آن تأکید کرده‌اند؛ البته جشنی متناسب با عرف زمانة خودش؛ یعنی وقتی پیامبر(صل الله علیه و اله و سلم)، حضرت علی(علیه السلام) را به عنوان امام در غدیر مطرح می‌کنند که یک حالت عمومی دارد، نهم (9) ربیع الاول آغاز ولایت امام زماناین همراه خودش، جشن دارد؛ تا چند روز افراد به امیرالمؤمنین(علیه السلام) تبریک می‌گفتند؛ حتی بعد از این واقعه هم، وقتی کسی خبردار می شد به آن حضرت تبریک می گفت؛ چون پیامبر(صل الله علیه و اله و سلم) فرموده بودند که حاضران به غایبان بگویند. حاجیانی که به مناطق خودشان برمی‌گشتند و این خبر مهم را به منطقة خودشان می رساندند، عده‌ای که تازه خبردار می‌شدند باز هم به امیرالمؤمنین(علیه السلام) تبریک می‌گفتند.
جشن گرفتن در این روز در سیرة علما هم بود است. با اینکه عید قربان و عید فطر از عیدهای اسلامی است؛ اما علاوه بر این دو عید، عید غدیر را بسیار گرامی می‌داشتند.
اما نوع دوم، آغاز امامت، بعد از شهادت امام قبلی است. سیرة اهل‌بیت(علیهم السلام) در این مورد چگونه بوده است؟ اول اینکه طبیعی است که ایشان به مناسبت شهادت امام قبلی، محزون بوده‌اند. شیعیان نزد امام جدید می‌آمدند و ابتدا شهادت امام قبلی را تسلیت می‌گفتند و سپس با امام جدید بیعت می‌کردند. امام(علیه السلام) با تعابیر مختلف به اینها می‌گفتند خوشحال باشید که با ما هستید و شیعیان هم  خوشحال بودند که گمراه نشده‌اند و امام بعدی را شناخته‌اند و مثلاً هفت‌امامی نمانده‌اند؛ به خصوص تا زمان امام رضا(علیه السلام) که سرآغاز دوازده امامی شدنِ شیعه است؛ یعنی ما هفت‌امامی و شش‌امامی داریم، اما هشت‌امامی نداریم؛ هر کسی امام رضا(علیه السلام) را پذیرفته است بقیة ائمه را هم قبول کرده و دوازده‌امامی شده است.
البته اهل‌بیت(علیهم السلام) در یک فضای حزنی زندگی می کردند و می فرمودند بنی‌امیه برای ما عید نگذاشتند؛ بنابراین سیرة آنها بیشتر به تسلیت‌ و حزن متمایل  بوده است.
در تقویم‌های ایران قدیم، این روز به نام تاجگذاری امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) مطرح بوده است؛ ولی پس از انقلاب اسلامی، تعبیر تاجگذاری تغییر کرد. این سخن صحیح نیست که کسی بگوید ما در بین علما، کسی را نداشتیم که به نهم ربیع اهتمام بورزد! 

2. بیعت چیست؟
‌بیعت از بیع می آید به معنای معامله و خرید و فروش؛ قرآن می فرماید: «وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ؛  برخی از مردم هستند که جان خودشان را برای رضای خداوند متعال می فروشند». و یا تعبیری که در مورد انسان وجود دارد این است: انسان در یک نوع معامله قرار دارد، «وَالْعَصْرِ؛ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ»؛ انسان در سود و زیان است. وقتی دنیا مزرعه شد، انسان دائم در حال معامله است و در سود و زیان است و دائم دارد از او کم می‌شود و خسر یعنی همین.
اگر انسان در معامله و سود و زیان است، دین، بیعِ  او را جهت می‌دهد و جهت دهی آن، بیعت با امام است. در واقع کار دین جهت‌دهی به معاملات انسان است؛ جهت‌دهی به اینکه تو زندگی‌ات را، فکرت را، ذکرت را، وقتت را، قلمت را، عُلقه هایت را، دغدغه هایت را و هزینه های مالی‌ات را برای چه مصرف کنی؟ اگر جهت ندهی، خُسر است، مثل یخی که دارد آب می‌شود سرمایه هایت هم دارد نابود می شود. دین جهت می دهد که سرمایه های وجودت را به چه کسی بفروشی. امام علی(علیه السلام) می‌فرماید: «الا ان ثمنک الجنه فلا تبیعوها الا بالجنه؛ آگاه باشید که قیمت جان شما بهشت است، پس نفروشید آن را مگر به بهشت.» تازه این بهای جان شماست و بالاتر از این روح شماست که بهای آن، خود خداست. پس حالا که قرار است جان ما برود، برای که و برای چه برود؟‌ چه بخواهیم و چه نخواهیم این جانمان دارد رایگان می‌رود. چه خوب است که این جانمان را به دست کسی بسپاریم که هم خوب مدیریت می کند و هم دوستمان دارد.
بیعت این ثمره را هم دارد که وقتی فهمیدی طرف حسابت امام حسین(علیه السلام) یا امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است، رفتارت، زندگی‌ات، برخوردت، همه به او بیشتر متمایل می‌شود.

3. آیا این  بیعت سابقه داشته است؟
چنانکه گفتیم، تجدید عهد و پیمان و بیعت با امام، سابقه داشته است؛ به عبارت دیگر، سیر زندگی اهل‌بیت(علیهم السلام) اینگونه بوده است که هرگاه امامی به شهادت می‌رسید، شیعیان نزد امام بعدی می‌آمدند و عرض ارادت می‌کردند و ضمن عرض تسلیت شهادت امام قبلی، با امام جدید هم تجدید عهد و بیعت می‌کردند؛ حتی امامان قبل از شهادت، برای امام بعد از خود نیز از مردم بیعت می گرفتند؛ مثلاً پیامبر اسلام(صل الله علیه و اله و سلم)، در غدیر خم نسبت به حضرت علی(علیه السلام) از مردم بیعت گرفتند و فرمودند: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه»، بعد دستور دادند که همگان بر قبول ولایت و وفاداری نسبت به آن با امیرالمؤمنین(علیه السلام) بیعت کنند، به نقل تاریخ سه شبانه‌روز طول کشید تا همگان توانستند با علی(علیه السلام) بیعت کنند؛ حتی خانم‌ها هم با قرار دادن دستشان در ظرف آبی با آن حضرت بیعت کردند و یا پیامبر فرمود:  «سلّموا عَلی عَلیّ بأمیرالمؤمنین (بامره المؤمنین)؛  به حضرت علی به عنوان امیرالمؤمنین سلام دهید». گاهی وقت‌ها پیامبر یا امام، نسبت به امام بعدی، از افراد عهد و پیمان خصوصی و عمومی می‌گرفتند. جالب اینکه گاهی هم برای خودشان از مردم عهد و پیمان و بیعت می گرفتند؛ مثلا پیامبر اسلام(صل الله علیه و اله و سلم) از مسلمانان همراه خویش بیعتی گرفت که بعدها «بیعت رضوان» نامیده شد. ائمه(علیهم السلام) هم برای امامت خودشان از مردم بیعت مجدد می‌گرفتند یا متذکر بیعت گذشته می‌شدند. روایاتی که «انشدکم الله» دارد به این موضوع برمی‌گردد. حضرت علی(علیه السلام) چند بار متذکر بیعت می‌شوند؛ امام حسین(علیه السلام) نیز یک سال پیش از واقعة عاشورا در مِنی، یادآور بیعت می‌شود و وقتی امام حسین(علیه السلام) و حضرت علی(علیه السلام) از مردم می‌خواهند و جواب نمی‌دهند، آنها را نفرین می‌کنند. «انشدکم الله»، شما را به خدا قسم می‌دهم که شما نبودید که پیامبر فرمود: «اولی بکم من انفسکم»؟ چهار پنج تا از صحابة پیامبر(صل الله علیه و اله و سلم) می‌گویند ما پیرمرد شدیم و یادمان نمی‌آید که حضرت آنها را نفرین می‌کند. این نکته مهم است که گاهی وقت‌ها امام، جامعه را به آن بیعت  با خود  متذکر می‌شود.
بنابراین با نزدیک شدن  به ایام نهم ربیع‌الاول، آغاز امامت یگانه منجی عالم بشریت و سخن از بیعت با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ برای کسی احساس غریبی پیش نیاید؛ زیرا تجدید عهد و بیعت برای جریان امامت امام(علیه السلام) چیز عجیبی نیست.



   1   2   3   4      >