کلام اول سلام

بخش های وبلاگ

مطالب خواندنی

.:: کپی برداری از مطالب این سایت تنها با ذکر نام و لینک منبع مجاز می باشد ::. 

تصویر  شهید حسن فینی زاده

از او (امام خمینی) جلوتر نروند که گمراه می شوند و از او عقب نمانند که هلاک می شوند 

شهید حسن فینی زاده فرزند عقیل (غلامرضا) متولد روز اول سال 1343 (1343/1/1) در شهر آران بیدگل (کاشان) شهادت در تاریخ 1361/3/23 در عملیات آزاد سازی خرمشهر (بیت المقدس) متنی که در ادامه می آید وصیت نامه ایشان است که در تاریخ 1360/12/4 یعنی زمانی که او تنها 18 سال داشت و تقریبا 4 ماه مانده بود به زمان شهادتش. و جالب است که این شهید بزرگوار سی سال پیش حرف هایی زده که امروز آنها را می توان به عینه مشاهده کرد
 

إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیانٌ مَرْصُوصٌ
مَن طَلَبَنی وَجَدَنی وَ مَن وَجَدَنی عَرَفَنی وَ مَن عَرَفَنی عَشَقَنی وَ مَن عَشَقَنی عَشَقتُهُ وَ مَن عَشَقتُهُ قَتَلتُهُ وَ مَن قَتَلتُهُ فَعَلی دِیَتُه وَ مَن عَلی دِیَتُه وَ اَنَا دِیَتُه. 

خداوند دوستدار جنگ آورانی است که در راه او صف بسته و چون دژ نفوذ ناپذیری در راه او نبرد می کنند.
اکنون که در این راه قدم می گذارم نه بسوی انتقام بلکه برای خدا و برای احیای اسلام و قران هر تیری که به طرف دشمن نشانه می رم به خاطر خداوند وهر تیری که به طرفم می آید برای رضای خداست. من خود آگاهانه این راه را انتخاب نموده ام چرا که خون سرخ شهیدان از هابیل تا حسین (علیه السلام) و از حسین تا شهیدان کربلای جنوب و غرب ایران پشتوانه و ترغیب کننده من به این راه هستند و از خداوند  می خواهم که اگر عمر من در جهت مسلمان شدن بکار نمی آید و کمکی به اسلام نمی کند هر چه زود تر جانم را بگیرد و به خدا پناه می برم از عذاب آخرت و روز حساب که این نگرانی را در مورد بسیاری از عزیزان خود دارم. خداوند همگی ما را ببخشد زیرا وقتی ارواح همگی شهدا آرام خواهد گرفت که اسلام در ایران و سپس در جهان مستقر شود. آری من فقط برای برقراری حکومت عدل اسلامی در جهان تحت رهبری نایت امام زمان آیت الله خمینی و برای نجات مستضعفین جهان و همچنین ثبات ولایت فقیه و ثبوت رژیم جمهوری اسلامی و نابودی گروهک های وابسته به ابر قدرت های چپ و راست که خود را حامی خلق می دانند و در حقیقت دشمنان خلق هستند پا به میدان مبارزه گذاشتم و تا آخرین قطره خون و آخرین نفس به یاری الله مبارزه خواهم کرد.

و اما سخنی با امت شهید پرور و مجاهد اسلام

اول حمد و ستایش ذات اقدس ملکوتی را که به چنین راهی هدایتمان کرد و از بودن و ماندن و گندیدن به سوی شدن و رفتن و تراویدن رهنمایان گردید. تشکر بیکران ایزدمان را که پیام آور و رسولی چون محمد (صلی الله علیه و آله) فرستاد تا راه هدایت  به جامعه بشری نشان دهد و رسول باشد تا آنچه را که الله ارسال می دارد بر انسان ها تلاوت کند و وروح آنها را از خموشی و خمودی بدر آورد و متوجه به خدا کند. درود بی پایان به رحمت و حجت خدا در زمین مهدی موعود (عجل الله فرجه) ارواحنا له الفدا که وجود مقدسش لطفی است بی انتها. و در نهایت سلام و درود بر ثلاله پاک بقیه الله الاعظم امام حسین عزیز که با ندای مسیحائیش زنده کرد مردگان را. تشکر ایزد منان را که منت نهاد  و امت قهرمان را یاری کرد تا بر حرف امامش جامه عمل بپوشاند و بر طاغوت و طاغوتیان پیروزیش داد که این پیروزی آغاز است، آغازی که انجامش حکومت امام زمان (عجل الله فرجه) می باشد. و چه مسئولیت بزرگی بر دوش ماست و چه خوب امت ما این مسئولیت را حس کرده است. خداوند ملت ما را در این امور یاری دهد که محققا خواهد داد زیرا خود اینچنین وعده داده است

ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم

و سخنی با فرزند حسین، موسی زمان، روح خدا خمینی کبیر امامم، مرادم، راهم و ....

ما با تو عهد بسیتم و سخنانت را شنیدیم و سعی و کوشش در اجرای آن کردیم و با خون خود .... تصویر سنگ مزار شهید حسن فینی زاده در شهرستان آران و بیدگلزمان حسین نبودیم تا در کربلا فرزند زهرا (علیها السلام) را یاری نماییم فرزندش را یاری می کردم و این وظیفه مابود اماما فرمانت را شنیدم که فرمودی جنگ فعلی جنگی است میان حق و باطل چون حق پیروز است ما پیروزیم و چون آرزو داشتم در صف پیکارگران حق باشم در صحنه وارد شدم و آن عاملی که در سر می پروراندم رسیدم و چون امام را برحق می دانستم سخنانشرا به عنوان وصیت بر امت قهرمان و شهید پرور ایران بازگو می کنم که به کارگیرند و از او جلوتر نروند که گمراه می شوند و از او عقب نمانند که هلاک می شوند
امام امت هشدار  می دهد که همه  حول محور الله جمع شوید و بخاطر اسلام تلاش کنید  و وحدت کلمه را حفظ کنید تا پیروز شوید و اگر اختلاف در میان شما پیدا شود و یا خدائی ناکرده اوج بگیرد نهضت ما به شکست منتهی می شود و عزت شما به ذلت  تبدیل می شود و مواظب باشید در بین صفوف مستحکم شما گروهک ها  نفاق و شکاف ایجاد نکنند که این عامل شیطانی و فرعونی است. گروهک هائی منافق و کافر اسلامرا دشمن دشمن خود یافته اند و مصمم هستند که اسلام را از بین ببرند و شما را از خط مستقیم اسلام منحرف کنند  ولی شما به حبل الله اعتصام جوئید و متفرق نشوید تا خدا شما را پیروز گرداند.
امامم تذکر  می دهد از روحانیت  پشتیبانی کنید اگر روحانیت را به دسیسه های مختلف بتدریج از شما بگیرند امام می گویند: آنروز که روحانیت را از مرد بگیرند و مردم را از روحانیت، انروز ابرقدرت ها جشن می گیرند و واقعا همینطور است زیرا روحانیت متعهد و آگاه است  که می تواند ما را به راه اسلام رهنمون کنند و اگر از ملت ما گرفته شود دیگر چه کسی اسلام را به ما می شناساند و آن روز ناچار به فرهنگ های غربی و شرقی پناه می بریم.
امام می گویند برای ما شرق تجاوزگر و غرب جنایت کار فرقی ندارد و همچنین می گویند نهضت ما یک نهضت اسلامی است این انقلاب اسلامی است ملت عزیز ایران باید بداند که بر شرق و غرب نباید اتکا داشته باشند زیرا شرقگرائی و غربگرائی  اساس بدبختی ما است و ملت ما قبلا این را تجربه کرده است.
امام می گویند ما باید انقلابمان را به همه جهان صادر کنیم و تفکر اینکه ما انقلابمان را صادر نمی کنیم را دور بیاندازیم زیرا اسلام پشتیبان همه مستضعفین جهان است و شما ای ملت اسلام به عنوان مسلمان و مقلد  امام باید مکتب اسلام را به همه جهانیان بشناسانید و مستضعفین را از چنگال مستکبرین رهایی بخشید که این وظیفه شماست اگر در این وظیفه کوتاهی کنید قران شما را محاکمه می کند و در همین جا سخن را خاتمه می دهم و خدا را شکر می کنم و امید وارم تمامی لشکریان حق بر باطل پیروز شوند و خداوند توفیق به سپاه و ارتش و بسیج نیروهای مردمی و عشایر بدهد تا در راه پاسداری از انقلاب جانفشانی کنند.

از پدر و مادرم تشکر می کنم که چنین فرزندی تربیت کردند و آنها می خواهم در فقدان من ناراحتی نکنند و برای تمامی شهدای اسلام خصوصا حسین ابن علی (علیه السلام) گریه کنند. پدر جان درست که بعضی مواقع نافرمانی تو را کرده ام و مادر جان اگر بعضی مواقع حرفت را گوش نکرده ام ناراحت مباش. امیدوارم که در چنین مواقعی خلاف اسلام و امامم عمل نکرده باشم.
از خویشان و دوستان و آشنایان و همدرسان طلب مغفرت می کنم و از آنها می خواهم که امام را دعا کنند و این مرد اسلام و پیر جماران را تنها نگذارند وو همیشه از سنگر ولایت فقیه با دشمنان اسلام و خدا بجنگند و همواره راه امام را تقویت نمایند. 
خواهرم: درست را بخوان و همواره یاد خدا باش و از غفلت و عبث بودن بپرهیز و حجاب و عفت را رعایت کن و دیگران را نیز به این کار ترغیب نما.
برادرانم: پدر و مادر را تنها مگذارید، امام را دعا کنید اسلام را یاری کنید و از یاد خدا غافل نشوید و دنباله رو حسین ابن علی (علیه السلام) باشید اگر به درجه رفیع شهادت رسیدم مرا البته به صلاح پدر و مادرم در زادگاهم بیدگل کاشان دفن نمایید تا بلکه مشوقی باشم برای دیگر جوانان که راه شهادت را پویا باشند. هرکسی بر من حقی دارد مرا ببخشد و اگر نمی بخشد در ازای حقش از پدرم یا خانواده ام بگیرد در خاتمه می خواهم از خداوند: در انتظار فرج امام زمان و پیروزی لشکریان اسلام دعا کنند امام زمان و امام و پیروان امام و رئیس جمهور در خط امام و در نهایت جمهوری را تقویت نمایند.

اطیعو الله و الرسول و اولی الامر منکم
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار
الهی الهی احفظ لنا خمینی حتی الظهور المهدی
و من الله التوفیق

4/12/60

حسن فینی زاده

 

 



روزی پیامبر (علیه السلام) در مسجدی که از جمعیت پرشده بود مشغول خطبه خوانی بودند مردی از اعراب وسط خطبه به مسجد آمد و سعی کرد با کناز ردن افراد به صف های جلو برود که پیامبر او را مورد خطاب قرار دادند و گفتند همان جا بنشین و مزاحم دیگران نشود. این حکایت خیلی از هیاتی ها و نماز خوان هاست که برای جلو آمدن مزاحم همه می شوند و دیگران را به زحمت می اندازند
یک مصداق آشکار این موضوع در زیارت امام رضا (ع) دیده میشه که برخی با تلاش فراوان و شاید هم با آسیب زدن به دیگر زائران خود را به ضریح می رسانند تا دستی به ضریح بکشند . در حالی که زیارت بدون دست کشیدن به ضریح هم می تواند مقبول باشد. ویا موقع نماز جماعت و مراسمات حرم حتما تاحالا برخورده اید به افرادی را که می بینند مثلا صحن یا رواقی پر است و باز هم می روند بین جمعیت و آخرش هم با فشار دادن افراد و ایجاد اذیت برای آنها یه جایی برای خودشان دست و پا می کنند. 
به نظر گناه این کار خیلی بیشتر از ثواب آن است. چرا که امام علی (علیه السلام) می فرمایند :مؤمن کسی است که مردم از دست او در آسایشند 
البته باید توجه داشت که در دین ما نسبت به تکمیل صف اول نماز  تاکید فراوانی گردیده و برایش ثواب بسیاری نوشته شده اما گاهی اعمال ما می شود مثال همان گاو 9 مَن شیر دِه ... 



مقدمه اول: واژه تقدس از ریشه قدس بوده و به معنای پاک بودن و عاری از اشکال و نقص بودن است و در اصطلاح به معنای ارتباط با قدس الهی داشتن به کار می رود و هر شی دارای تقدس (مقدس) دارای حیطه و حاشیه امن خواهد بود که هرگونه تعرض به آن از سوی معتقدین به تقدس شی با برخورد سخت مواجه خواهد شد.

مقدمه دوم: هر نظام و حکومتی خصوصا سیستم های برآمده از انقلاب های مردمی و ایدئولوژیکی دارای پایه های اعتقادی هستند. این پایه های اعتقادی اساس و محور تحولات آن انقلاب بوده و تمام تصمیمات آن سیستم بر اساس آن پایه ها اتخاذ می شود (از آنها با عنوان ارزش های آن سیستم نیز یاد می شود). به عنوان مثال در حکومت های کمونیستی تساوی حقوق یک ارزش و پایه حکومت است و هر تصمیم در آن نظام لازم است بر اساس نیل به آن اتخاذ شود و از روی دیگر هر تصمیم و عملی که بر خلاف آن باشد مذموم و نکوهیده خواهد بود.
با عنایت به این دو مقدمه خواهیم یافت که هر نظام و انقلابی دارای ارزش ها و پایه هایی است که آن ارزش ها برای مردم تابع آن حکومت (لااقل وفاداران بدان حکومت) دارای تقدس می باشد. 
برای مثال در نظام جمهوری اسلامی ارزش هایی مطرح است که برای بررسی کلی آن می توان به دو واژه "جمهوری" و "اسلامی" دقت نمود. و برای مثال جزئی تر می توان به مفاهیمی چون عدالت، آزادگی، استقلال، بندگی خدا، عدم بندگی طاغوت، ولایت مبتنی بر فقه (ولایت فقیه) و ... اشاره نمود. که همگی پایه ها و ارزش های بودند که در تشکیل این نظام سیاسی مورد توجه و دقت قرار گرفته اند.
با عنایت به عرایض مطرح شده دو راه برای منحرف کردن نظام های سیاسی از خط و مشی اصلی آن وجود دارد یکی تقدس زایی و دیگری تقدس زدایی که در واقع در بسیاری از موارد اولی مقدمه دومی خواهد بود.
طبیعی است که راه منحرف کردن یک انقلاب، تغییر را تقلیل مقدسات و ارزش های آن نظام است اما همانطور که در مقدمات عرض شد  در انقلاب های مردمی، ارزش هایی که بر مبنای آنها انقلاب کرده اند؛ مقدس انگاشته می شود و نسبت به آنها حساسیت بسیار وجود دارد لذا همواره سعی می گردد با کسانی که برخلاف آن مقدسات سخن می گویند یا اقدام می نمایند برخورد سخت صورت گیرد. پس اگر کسی یا کسانی بخواهند یک نظام سیاسی را منحرف کنند لازم است ابتدا از ارزش و بهای این مقدسات نزد مردم آن جامعه بکاهند و سپس آرام آرام، آنها را حذف نمایند. اجازه بدهید با یک مثال این موضوع را تشریح نمایم. یکی از ارزش هایی که انقلاب ما برای تحقق آن شکل گرفت موضوعی بود که تحت عنوان حجاب و عفاف از آن یاد می شود. اگر دشمنان این انقلاب می خواستند همان ابتدا این شی مقدس را از جامعه ما بگیرند با برخورد رادیکالی و بسیار تند انقلابیون (که تقریبا تمام جامعه یا اکثر آن را تشکیل می داند) مواجه می شدند و در نتیجه برداشتن یکباره این ارزش کاری اشتباه بود. لذا برای از بین بردنش لازم بود روش نرم استفاده شود و آرام آرام از میزان تقدس این ارزش کاسته شود تا جامعه روزی آمادگی آن را بیابد که انقلاب خود را بدون این ارزش بپذیرد و تحمل نماید. و نتیجه این تهاجم نرم و خزنده آن شد که جامعه ای که عدم وجود چادر را به هیچ عنوان نمی پذیرفت و برای چادر ارزش قدسی قائل بود امروز به پوشیدن مانتو های کوتاه و شلوار های چسبان و بیرون گذاشتن انبوهی از مو توسط خانم ها و لباس های چسبان و بدن نما توسط آقایان رضایت داده و خواستار آن است که این ارزش بیش از این خدشه دار نشود حال آنکه روزی در برابر کوچکترین خدشه به ارزش چادر و حجاب عکس العمل های بسیار تند توسط همین مردم صورت می پذیرفت. (لازم به توضیح است که در مقام دفاع از اقدامات بعضا تند ابتدای انقلاب نیستم و صرفا توضیح اتفاقات رخ داده مد نظر است) در واقع دشمنان موفق شدند این ارزش و امر مقدس در بدو انقلاب را آرام و نرم کم رنگ کرده و به سمت صفر سوق دهند و در واقع تقدس زدایی کنند. این موضوع را می توان در موارد گوناگون از جمله بحث استکبار ستیزی، صداقت، عدالت، پیروی از ولایت فقیه و برخی دیگر از ارزش های اسلامی که انقلاب ما بر اساس آنها شکل گرفت؛ مورد بررسی و کنکاش قرار داد.
اما تقدس زدایی همواره به صورت مستقیم انجام نمی پذیرد بلکه در برخی از موارد با ارائه نسخه های جعلی و دروغین از امور مقدس سعی در تکثر و تعدد آن داشته تا افراد جامعه و بعضا نخبگان در تشخیص اصل از بدل دچار اشتباه و گمراهی شوند  و مهاجمین بتوانند نسخه های اصل را آرام آرام برداشته و نسخه قلابی را جایگزین کنند. موضوعی که می توان آن را در خصوص انحرافات وارده در موضوع عاشورا و محرم به وضوح مشاهده کرد. در این روش مهاجمین آنقدر افراد را سرگرم موضعات ناصحیح و نامعتبر می کنند که توجه ایشان نسبت به اصل منحرف شده تا پس از گذشت اندک زمانی حذف یا کمرنگ کردن ارزش های واقعی سهل و آسان گردد (راه هایی مانند حسین پارتی یا مجالس سینه زنی که با سبک و سیاق مجالس دیسکو برگزار می شود برای موضع تقدس زدایی از محرم و عاشورا مورد استفاده قرار گرفت) این اقدام دشمنان همان تقدس زایی است و به معنای مقدس کردن اشیاء نامقدس بوده و نتیجه اش خطا بردن افراد در تشخیص مقدس از غیر آن می باشد که در نهایت راه برای حذف شیء مقدس واقعی فراهم شده و می توانند به راحتی پس از گذشت اندک زمانی مقدسات اصیل را حذف یا بسیار کم رنگ نمایند. 
این دو روش اصلی و اساسی در جنگ نرم است که امیدوارم مسئولین و مردم توجه بیشتری نسبت به آنها داشته باشند



قصد دارم در این یادداشت به بحث و بررسی در مورد یک سوال که ذهن خیلی از افراد را به خودش مشغول کرده بپردازم و آن این است که

"چگونه ممکن است در یک نفر ظرف مدتی تغییری قابل توجه صورت می پذیرد؟!"

مثلا  کسی که به صداقت شهرت دارد چگونه همه زندگیش با دروغ به هم می آمیزد؟!
یا کسی که تیپ رفتاریش بگونه ای قابل قبول است اما بعد از مدتی تغییرات زیادی در وی صورت می پذیرد؟!
بگذارید سوالم را شفاف تر بپرسم "آیا تغییرات زیاد در افراد یک شبه اتفاق می افتد؟" آیا می توان مانع از این تغییرات شد یا خیر؟
اما پاسخ:
تا کنون برایتان اتفاق افتاده که بعد از دو یا سه سال یکی از دوستان یا آشنایان قدیمی خود را ببیند؟ در این صورت حتما جملاتی از این دست روبرو می شوید "چقدر عوض شدی"، "قدر بزرگ شدی؟"، "چقدر پیر شدی؟"، "چقدر لاغر شدی"، "چقدر چاق شدی" یا از این سنخ جملات. و این در حالی است که شما تغییر خاصی را در خود احساس نمی کنید.
بگذارید یک مثال دیگر بزنم. اگر شما صبح تا شب را در روشنایی آفتاب مشغول به کار باشید هیچگاه تاریک شدن هوا برایتان تعجب آور نیست اما اگر ظهر بخوابید و وقتی بیدار شوید که هوا تاریک شده است تاریک شدن هوا برایتان تا حدی تعجب آور است. و یا مثلا شاید دیده باشید افرادی که بعد از چند سال که در خارج از کشور یا شهر شما سکونت داشته اند؛ وقتی به کشور یا شهرتان باز می گردند، اولین جمله ایشان همیشه این است "چقدر شهر عوض شده" اگر آن لحظه به ذهن خودتان مراجعه کنید متوجه خواهید شد که شما تغییر خاصی را درک نکرده اید.
مثال های زیادی از این دست را می توان مطرح کرد که به همین تعداد بسنده می کنم
ریشه همه این تناقض ها ضعف انسان در درک تغییرات تدریجی در محیط پیرامون اوست و این همان حربه ای است که شیطان از آن بهره می برد. به این معنا که وی برای منحرف نمودن یک نفر متقی هیچگاه به او را به انجام یک عمل خلاف بزرگ مثل اعمال خلاف اخلاق و عفت، آدم کشی یا ... تشویق نمی کند بلکه ابتدا او را با انجام گناهان کوچکتر به گذشتن از خطوط قرمز الهی عادت می دهد بعد آرام آرم او را به سمت گناهان بزرگ می خواند. یا فردی را که به حق الناس پایبند است را هیچ گاه به انجام اختلاس 3000 میلیاردی تشویق نمی کند بلکه مثلا اگر کارمند باشد ابتدا او را به تباه کردن وقت اداری یا اگر کاسب باشد با گرانفروشی و اهتکار و ... ترقیب می نماید و زمانی که گذشتن از خط قرمز حق الناس برای او عادی شد آرام آرام جرم او را افزایش می دهد. و به این ترتیب است که فرد متقی دیروز بعد از مدتی (شاید چند سال شاید هم کمتر) به راحتی و بدون عذاب وجدا دزدی می کند، دروغ می گوید، اعمال خلاف اخلاق انجام می دهد و ...  و همه اینها برایش عادی جلوه می کند
این حربه شیطان در عرفان به تطور معروف است و عبارت است از انحراف تدریجی و پله پله به سمت عصیان و طغیان علیه فرامین خداوند پیش رفتن.
اما راه مقابله با این حربه بسیار ساده و در عین حال بسیار سخت است. کافیست همان گام اول را برندارید. کافیست برای خود استاندارد هایی (معقول و منطقی و مبتنی بر اسلام) را تعیین کنید و آنها پایبند بوده و تحت هیچ شرایطی از آنها کوتاه نیایید و عدول ننمایید. در این صورت دیگر هیچ گاه گذشتن از خطوط قرمز الهی برایتان عادی نمی شود و اگر روز گناهی کوچک از شما سرزد از انجام آن بسیار پشیمان خواهید شد
شنیده اید که می فرمایند به کوچکی گناه ننگر و به بزرگی پروردگاری که معصیت او را انجام داده ای دقت کن ...
شنیده اید که می فرمایند تکرار گناه صغیره آن گناه را به گناه کبیره تبدیل می کند ...
شنیده اید که بسیاری از علما و عرفا حتی از انجام مکروهات هم اجتناب می کردند ...
شنیده اید که می فرمایند انجام ندادن و ترک گناه ساده تر از توبه از آن است و توبه یعنی استغفار و قصد قلب برای عدم ارتکاب آن گناه ...

پی نوشته:
1- شنیده ام بزرگترین عذاب های خدا برای کسانی است که دیگران را به خیر یم خوانند و خود عامل نیستند. عاجزانه در خواست می کنم دعا کنید نویسنده این متن هم به انجام این موضوع اهتمام داشته باشد.




<   <<   6   7   8   9   10   >>   >