کلام اول سلام

بخش های وبلاگ

مطالب خواندنی

.:: کپی برداری از مطالب این سایت تنها با ذکر نام و لینک منبع مجاز می باشد ::. 

قبل از هر چیز بگویم که ایجاد این پست برای آشنایی با عمق انحراف فرقه منحرف وهابیت بود و بیشتر از همه تاکیدم روی فتواهایی است که این مفتی داده است
مطلب بعد هم اینکه نمی دانم چرا وقتی تصویر او را می بینم یاد دجال می افتم و روایات در آن زمینه البته قضاوت نکردم و فقط احساسم را بیان کردم

عبد العزیز بن عبد الله بن محمد بن عبد اللطیف آل الشیخ، از نوادگان عبدالوهاب، موسس فرقه وهابیت است و از سوی شاه عربستان به مقام مفتی عام و اعظم وهابیون عربستان سعودی و رئیس هیات کبار علما عربستان منصوب شده است
او سردسته صادرکنندگان فتواهای عجیب و مشکوک مفتی های وهابی است و ممانعت از هر نوع حرکت و تفکر مضر برای رژیم صهیونیستی، ویژگی اساسی تمام فتواهای او است.
عبد العزیز بن عبد الله، نه تنها قیام امام حسین (علیه السلام) علیه یزید را حرام می داند، بلکه برپایی تظاهرات و یا انتقاد از حاکمان فعلی سعود را نیز حرام و بدعت در دین دانسته است.
او پس از احساس خطر از بیداری جوانان عربستانی، فتوا داد که تظاهرات در زمان پیامبر وجود نداشته و بدعت است. اگر هم سیاستمداران، فاسد باشند، این خداست که حق دارد از آنها بازخواست کند و اگر صلاح بداند حکومت را از آنها می گی
این شیخ سال پیش فتوا داد که همه کلیساهای عربستان باید ویران شوند و امسال نیز، دستور داد تمام مجسمه ها و تزئینات میادین شهرها نابود شوند.
او کمک به حزب الله لبنان و دعا برای آنان را حرام می داند، اما دشنام و ناسزا به دولت سوریه را واجب کرده است.
برخی فتواهای دیگر عبد العزیز بن عبد الله بن محمد:
عمر بن عبدالعزیز آل شیخ، فرزند مفتی اعظم عربستان جشن ملی عربستان حلال، جشن و تبریک میلاد پیامبر حرام.
راهپیمایی برای دفاع از پیامبر صلی الله علیه و آله در زمان توهین نشریات و شخصیت های غربی به پیامبر، حرام!
شعار علیه آمریکا حرام، حمله به شیعیان واجب.
راهپیمایی برای حمایت از مردم غزه و فلسطین حرام.
فروش لباس زیر زنانه توسط زنان حرام.
سجده فوتبالیستها بعد از گل زدن مکروه.
وی در مصاحبه با روزنامه سعودی المدینه گفت: جشن گرفتن برای میلاد پیامبر بدعتی بی اساس است.
من هیچ سابقه ای درباره جشن گرفتن برای تولد در سنت رسول خدا ، شیوه خلفای راشدین و ائمه هدایت نمی شناسم و برهمین اساس جشن میلاد پیامبر حرام است.
او همچنین در برنامه زنده ای که از ماهواره المجد عربستان پخش می شد در پاسخ سوالی در رابطه با یزید و قیام امام حسین علیه السلام این چنین پاسخ داد:
«زمان پرداختن به این امور گذشته و سپری شده است . آنها گروهى بودند که درگذشتند، هر کار نیک و بدی کردند براى خود کردند و شما هم هر چه کردید براى خود خواهید کرد و مسئول کار آنها نخواهید بود.
بیعت یزید بن معاویه، بیعتی شرعی است که در زمان پدرش معاویه از مردم گرفته شد و مردم هم بیعت کرده و به این بیعت گردن نهادند. امّا هنگامی‌ که معاویه از دنیا رفت حسن و حسین بن علی (علیهماالسلام) و ابن زبیر از بیعت با او خودداری کردند و به خطا رفتند!
چون بیعت با یزید بیعتی شرعی بود و این بیعت در زمان زندگی پدرش معاویه و در مقابل چشم مردم گرفته شده بود. ولی خداوند در آنچه مقدر می فرماید حکیم و علیم است، آن امت‌ها هم بنا به تقدیر خداوند در گذشتند و از دنیا رفتند.
شما را به خدا قسم! من دوست ندارم این مطالب را از من نقل کنید. این‌ها مسائلی است که گذشته است. تاریخ هم در باره این مطالب به شکل‌های مختلف حکایت نموده است. ولی به هر شکل این‌ قضایا گذشته و تمام شده ... یزید و حسین (علیه السلام) بیش از هزار و اندی سال است که از دنیا رفته‌اند ...
ولی به عقیده من بیعت یزید بن معاویه بیعتی شرعی بوده! و حسین (علیه السلام) را نصیحت کرد‌ند که از مدینه به طرف عراق نرود، او را نصیحت کردند که بیعت کند ولی او نپذیرفت. ابن عباس و ابن عمر و فرزدق و بسیاری از صحابه او را از رفتن به عراق بر حذر داشته و به او گقتند که: رفتن به عراق به مصلحت او نیست. ولی حسین (علیه السلام) این نصیحت‌ها را نپذیرفت... و خدا هم هر ‌آن‌چه مقدر فرموده بود انجام شدو...
ولی با این وجود ما برای حسین (علیه السلام) از خداوند درخواست رضایت کرده و برای او عفو و بخشش را خواستاریم. و مقدرات الهی حکمت‌هایی دارد که ما از آن آگاه نیستیم ...
اصلاً فائده نقل این مطالب چیست؟ حسین (علیه السلام) هر اشتباهی کرده برای خود کرده...
عقیده اهل سنت و جماعت این است که واجب است تا به فرامین کسی که مورد بیعت قرار گرفته و مردم حول محور او جمع شده‌اند گوش فرا داده شده و از او پیروی شود.
قیام و سرکشی علیه او نیز حرام است و از همین‌رو خروج و قیام حسین (علیه السلام) علیه یزید حرام بود.
پس از خشم مسلمانان جهان از انتشار فیلم موهن به ساحت پیامبر اسلام (ص)، این مفتی وهابی تصریح کرد: انتشار فیلم توهین آمیز علیه پیامبر اسلام (ص) به ایشان و دین اسلام ضرری نمی رساند. تنها کسانی که در تظاهرات مسلمانان در برخی کشورهای اسلامی متضرر شدند، سفارتخانه های آمریکا و برخی هم پیمانان آن بوده اند.
فروش لباس زیر زنانه توسط زنان حرام!
آل شیخ در مخالفت با نظر وزارت کار عربستان اعتراض خود را با کارکردن زنان در فروشگاه های لباسهای مخصوص زنان (لباس زیر) ابراز داشت.
وی در توجیه این فتوای عجیب گفته است : زنان امانتی در گردن ما هستند و به همین سبب ایشان را در غیرکارهای که مختص ایشان هست به کار نخواهیم گرفت
پرداخت «فطریه نقدی» حرام!
آل الشیخ که معتقد است، قیام عاشورا هزار سال پیش سپری شده و گذشته و نباید امروز مطرح شود، در سایر موضوعات، فقط به هزار سال پیش استناد می کند و معتقد است همه امور عصر حاضر نیز باید بر اساس هزار سال پیش انجام شود.
او فتوا داده که پرداخت فطریه به صورت نقدی جایز نیست و مردم باید مثل زمان صدر اسلام، خرما و جو فطریه بدهند.
وی در این باره گفت: احادیث و روایات موجود از حضرت محمد مصطفی(ص) نشان می دهد که ایشان به ما دستور داده فطریه خود را از خوراک و طعامی مانند برنج، کشمش و غیره پرداخت کنیم. بنابراین می بینیم که در زمان پیامبر (ص) نیز هیچ گاه فطریه به صورت نقدی پرداخت نمی شد از همین رو می توان گفت که پرداخت نقدی فطریه مخالفت با سنت رسول الله (ص) است و بدعت به شمار می رود. هر فرد مسلمانی باید از شریعت خداوند متعال پیروی کند و مخالفت با آن بدعت به حساب می آید.



لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنفُسِهِمْ خَیْرًا وَقَالُوا هَذَا إِفْکٌ مُّبِینٌ ... 
چرا وقتی که آن را شنیدید، مردان مؤمن و زنان مؤمن درباره خودهاشان گمان خوب نبردند و نگفتند: این دروغی آشکار است؟

نمی دونستم بنویسم یا نه؟ اصلا چه فایده ای دارد نوشتن؟ دردی را دوا می کند یا این هم می شود برگی از نوشته های هیچگاه خوانده نشده؟ اما نهایتا تصمیم گرفتم به حرف دلم اعتماد کنم و بنویسم ...
آقای  جمشیدی عزیز:
شاید آشناییم با شما به اجرای برنامه صبح گاهیتان برگردد اما آنجه شما را در دل من جا داد اجرای زیبای شما در دل سحر های ماه رحمت الهی بود. سحر هایی که آنقدر زیبا از معارف دین می گفتید که به زحمت بغضم را جلوی خانواده کنترل می کردم. سحر هایی که با داستان های شما از علما رنگ  دیگری می گرفت. دلگویه هایتان که دلی برایمان باقی نگذاشته بود. می گویند 7 سال سحر هایمان را با شما تقسیم کرده بودیم، نمی دانم چند سال بود اما خیلی زیبا گذشت، خیلی زیبا تر از سحر های این روز ها، این روز ها که دیگر فرزاد عزیزمان نیست تا برایمان با ادبیاتی زیبا و دلنشین از خوبان بگوید، از آسمانی ها، یادم می آید می گفتی تمام ماه رمضان شب زنده داری می کنی تا بتوانی خوب اجرا کنی، خوب انتقال دهی معارفی را که آموخته بودی در کلاس عشق. و چقدر در این سحر ها جای توو خالی است در منزل ما وو چه کسالت بار شده این صدا و سیما که هنرش نخبه کشی است. راستش را بخواهی سیما این روز ها برایمان شبیه یک ساعت است، دیده ای که آن بالا سمت راست می نویسد چند دقیقه مانده تا اذان صبح؛ برایم این سحر ها تلویزیون شبیه یک کرنومت شده که فقط قرار است هشدار دهد کی اذان می شود. 
البته واقعا نمی دانم چه شد که این روز ها برایت رقم خورد، حق بود یا نا حق، شرعی بود یا نا شرعی اما در جامعه امروزی ما عادی شده تهمت، عادی شده شایعه و داغ است بازار ترویج شایعات. انگار هر کسی بیشتر شایعه می داند بیشتر مطلع است و هر کس جانب احتیاط را نگه می دارد انگار بی سواد است. راستی دقت کرده ای که فلان مجرم که چند هزار میلیارد تومان را به راحتی آب خوردن اینطرف و آن طرف می کند وقتی می خواهند در موردش صحت کنند او را الف. ب یا جیم. کاف می نامند؟ نمی دانم چه شد که این اتهام تو اینقدر یک دفعه توی فضای رسانه ها پیچید؟! واقعا برایم مشکوک است. واقعا ... 
واقعا از پشت پرده ها بی خبرم اما یک چیز را خوب می دانم و آن اینکه حتی اگر جرمی هم ثابت شده باشد حق نداشتند اینطور با آبروی یک مسلمان بازی کنند.
بگذریم نمی خواهم اطاله کلام کنم شاید مطالعه نامه خداحافظیت برای حق خواهان کافی باشد و شاید  آینده خیلی چیز ها را مشخص کند اما بدان که این سحر ها دلمان بیش از پیش برایت تنگ می شود ... خیلی تنگ ... 

ارادت مند شما یک مسلمان



قبل از هر چیز لازم می دانم عرض کنم که مفاهیم و معارف موجود در اندیشه شهید والا مقام مطهری بسیار عمیق و ژرف است تا حدی که به نظر می رسد تا سالهای سال این تفکرات زاینده و سازنده باشد و بتوان با اتکال به آنها راه سعادت جامعه را باز شناخت. در این خصوص کاملترین گفتار بیانات رهبری معظم که می فرمایند:
«موضوع دیگری که بارها گفته شده و شخص امام هم فرمودند، بنده هم... باز تأکید کنم و تکرار کنم، ترغیب و روی آوردن به آثارشهید مطهری است. اعتقاد بنده این است که آثار شهید مطهری مبنای فکری این جمهوری کنونی ماست... مبنای فکری این انقلاب، تفکرات شهید مطهری است ولاغیر. دیگران به مقدمات این انقلاب خیلی کمک کردند، مردم را آگاه و روشن کردند، مردم را به حرکت و اندیشیدن واداشتند، اما آن افکار دیگر ـ غیر از افکارآقای مطهری ـ در ساخت این نظام کنونی ما تأثیری نداشت. این ساخت غیر از آن‏هاست... اگر ما بخواهیم که این نظام در ذهن مردم تعمیق بشود و حرکت انقلابی این مردم همچنان ادامه پیدا بکند باید افکار آقای مطهری در بین مردم رواج پیدا کند»
اما آنچه من را بر آن داشت تا این چند خط را بنگارم یک دغدغه در خصوص کلیه امور فرهنگی جامعه مان است و آن اینکه زبان ارتباطی افراد در نسل های گوناگون با یکدیگر متفاوت است درست است که همه فارسی سخن می گوییم اما نوع گفتار، واژه های متداول و نوع ترکیب کلمات برای تهیه جملات در نسل های مختلف متفاوت است و این تفاوت در نسل فعلی که از کودکی با عرصه ای به نام اینترنت و فضای باز ارتباطی و اطلاعاتی مانوس بوده اند به وضوح خود را می نمایاند نسلی که شهید مطهری برایشان سخن می گفت  نسل کنونی از جهات گوناگون تفاوت های عمیقی دارند و این تفاوت آنقدر واضح است که بسیاری از پدر مادر ها از عدم شناخت فضای فکری و روحی فرزندانشان گلایه مند هستند اما متاسفانه هنوز هم که هنوز است همان فایل هاب صوتی سخنرانی دهه 40 و 50 بدون تغییر به متن تبدیل شده و در بازار عرضه می شوند. حال آنکه به نظر می رسد لازم است سخنان آن بزرگوار به زبان قابل فهم برای نسل امروز در آمده و منتشر گردد. 
البته می دانم که کارهایی در این خصوص انجام پذیرفته اما بسیار کمتر از آن چیزی است که لازم و ضروری می نماید.
و نکته آخر اینکه ای کاش بیش از آنکه به متفکرین سابق اهمیت بدهیم و نسبت به ایشان اهتمام داشته باشیم قدری به متفکرین و عالمان زنده کنونی بها دهیم و ایشان را تکریم نمایید 

 

_______________________________________________________________

برخی نظرات دوستان که می تواند به بحث کمک کند

ابــــــــــرار : 
بنام خدا
سلام علیکم...
فرمایشتون متین هست. البته در مورد بعضی از کتب، باید بدون از دست دادن مفهوم اصلی باز نویسی شوند ... اما تا اینکار انجام بشه تکلیف چی هست؟ کتابهای ایشون بدون استفاده بمونند؟
در موردی که فرمودید قدری به متفکرین و عالمان زنده بها بدیم منظور کدوم بزرگواران هستند؟
پاسخ: سلام علیکم // ممنونم /// خیر عرض بنده ناظر بر فعالیت های کلان بود به عنوان مثال فعالیت های موسسه حفظ آثار شهید مطهری که در حال حاظر بیشتر بنگاه پول چاپ کنی است یا فعالیت های حوزه علمیه یا امثال آن البته به نظر می توان بجای تمرکز بر آثار شهید مطهری به آثار استاد مصباح یزدی که رهبری ایشان را مطهری زمان خواندند یا استاد قرائتی و امثال این بزرگواران روی آورد

_______________________________________________________ 

سید محمدرضا فخری 
سلام
با نوشته ی شما مخالفم.
اصل زبان ارتباطی نسلها و تفاوتش تا حدی می تواند درست باشد، اما اگر بنا را بخواهیم بر این اصل متزلزل و لرزان بگذاریم باید بگوییم کل میراث ادبی و فرهنگی گذشته خود را به موزه ها بسپاریم چرا که به زبان این نسل نیست. نه حافظی می ماند و نه سعدی و مولوی و عطار و ....
نسل امروزی آنطور که شما توصیفش کردید بیش از حد لوس و ننر و بهانه گیر تشریف دارند. همه چیز را که نباید جویده و آماده تقدیم نسل امروز وفردا کرد. باید خودشان هم زحمت بکشند. جامعه هم نباید به این تنبلی نسل دامن بزند. لابد می خواهید کلمات و الفاظ و اصطلاحات سبکی مانند خفن و قاط زدن و تیریپ و ... که نسل امروز می فهمد در کتب اعتقادی هم بیاید تا نسل امروز زحمت بکشد آن را خوب بفهمد. بله؟
در مورد آثار شهید مطهری این تفاوت زبان اگر هم باشد بسیار کم و قابل اغماض است و حاصل نوشته ی شما چیزی نیست جز تضعیف اصل آثار استاد شهید، هر چند اول کار بیانات امام و رهبری را هم آورده اید، ولی آنها را بصورت مبنایی تخریب کرده اید.
در این بحبوحه ی جهنمی تضعیف اعتقادات ما بیش از هر زمان دیگر نیاز مبرم به آثار شهید مطهری داریم و ای کاش بجای این خرده گیری های غیرضرور و نادر، به تقویت ترویج آثار استاد شهید بپردازیم
موفق باشید

 پاسخ: ممنون از ابراز لطف شما
احساس می کنم قدری سوء تفاهم ایجاد شده است
اگر دقت بفرمایید در عرایض حقیر معارف و مفاهیم ژرف و عمیق موجود در سخنرانی های استاد ستوده شده است چنان که در انتهای بیانات مقام رهبری معظم نیز بر ترویج افکار شهید تاکید گردیده نه عین گفته های ایشان
تا بحال دیده اید که بخواهند به کودکی قرص مثلا سرماخوردگی بدهند. مادر ها اینطور مواقع آن را با آب یا شیر یا ... مخلوط کرده و به کودکشان می دهند تا هم قرص را داده باشند و هم کودکشان از تلخی قرص رنج نبرد
فرمایش شما مبنی بر اینکه نسل فعلی باید خودشان زحمت بکشند صحیح است اما دقت بفرمایید که آیا در نسل فعلی انگیزه ای برای این زحمت کشیدن وجود دارد یا خیر؟
قطعا یک نوجوان یا جوان ترجیح می دهد وقتش را با شبکه های اجتماعی و فیلم و سایت های اینترنتی و ... پر کند تا اینکه بنشیند و سخنانی که فهم آنها برای ذهنش سختن است را کنکاش کرده و یاد بگیرد
عرض بنده ناظر بر این واقعیت بود که باید شکل بیان معارف و مفاهیم موجود در کتب استاد را طوری جذاب کنیم که در جهان پر زرق و برق امروز بتواند با نوجوان و جوان جامعه ارتباط برقرار کند
اما در خصوص مقایسه آثار استاد با آثار حافظ و سعدی و ... باید عرض کنم که متاسفانه به نظر قدری مع الفارق است چرا که شعر همواره جذابیت داشته و دارد و همین جذابیت شعر جوان و نوجوان امروز را می تواند تا حدی جذب آثار قدمای ادب فارسی کند اما نفس (اماره) انسان همواره از دین فراری است و حتما باید مبلغان دینی به مفاهیم ثقیل را با رنگ و لعاب زیبا و جذاب ارائه دهند تا بتوانند آن را به دل و جان جوان امروز نفوذ دهند
خلاصه همه عرایضم یک جمله است لازم است مفاهیم و معارف موجود در سخنان اساتید گذشته را با رنگ و لعابی جدید برای جوانان و نوجوانان امروز آماده کرد 
موید باشید



شاید شما هم طی چند روز گذشته ایمیل یا پیامک هایی با متن یا موضوع زیر را دریافت کرده باشید
«با سلام، با توجه به گرانی شدید تنقلات مرسوم عید، جمعی از هموطنان تصمیم گرفته اند برای حفظ آبروی خانواده های کم درآمد و مبارزه موثر با محتکران، سال نو را بدون خرید و مصرف آجیل جشن بگیرند. لطفا اگر شما هم موافقید با ارسال این پیام به دیگران، به این حرکت مردمی بپیوندید» 
تحریم آجیل آری یا خیرامری که از آن با عنوان جنبش مردمی تحریم آجیل شب عید یاد می شود. اتفاقی که برای اولین بار در سایت الف بصورت رسمی بیان گردید و تا حدی پیشرفت کرد که شب گذشته دکتر احمدی نژاد نیز رسما به این جنبش پیوست و اعلام کرد که برای شب عید آجیل نمی خرد. 
بنده هم به عنوان یک شهروند با این امر موافقم که سزای گران فروش نخریدن است. و از اینکه مردم به سطحی از آگاهی و بصیرت رسیده اند که می توانند با یکدیگر متحد شده و چنین تحریمی را انجام دهند خوشحالم. اما در این میان یک نکته ظریف وجود دارد که لازم می دانم آن را بیان و تشریح کنم. و آن اینکه از تحریم آجیل چه کسانی سود می برند؟
خوب اولین دسته قطعا قشر متوسط و ضعیف جامعه هستند که توان هزینه بالا برای تهیه آجیل را نداشته و اگر متمکنین با این جنبش همراه شوند دیگر این قشر مجبور نمی شوند برای تهیه آجیل که یک کالای غیر ضروری است از مصارف اصلی و ضروری خانواده خود کسر بگذارند
اما دسته دوم که سود بسیار بالایی می برند و معمولا در بحث ها مورد غفلت قرار می گیرند دلالانهستند.
آری اگر آجیل تحریم شود (که بنده هم با تحریم آن موافقم) سود اصلی به دلالان و واسطه های بازار آجیل و خشک بار خواهد رسید چرا که به راحتی و بدون هیچ مشکلی بار اضافی انبار ها و سیلو های خود را روانه بازار های خارجی کرده و سود کلانی را از محل تفاوت قیمت ارز نصیب خود می نمایند.
 البته بسیار بعید می دانم که مسئولین از این اتفاق غافل باشند اما ای کاش در خلال بازیهای سیاسی و اقتصادی که برخی با اهداف خوب با نا خوب به راه انخداخته اند قدری هم قشر آسیب پذیر جامعه را درنظر بگیرند
البته بنده هنوز متوجه علت افزایش قیمت آجیل نشده ام. نمی دانم شاید برای تهیه آجیل هم مجبورند (مانند خودرو) موادی را به کشور وارد کنند. شاید هم ... بگذریم چرا که قصد بحث سیاسی ندارم. 



همه ما در زندگی روز مره برای برقراری ارتباط با اطرافیان، از ارتباط کلامی (شفاهی) بهره می بریم، سوال می کنیم، جواب می‏دهیم، تعریف می کنیم و .... شاید پیش آمده باشد که مدت زمان زیادی را برای تعریف واقعه ای صرف کرده باشید؛ اما اگر از شما بخواهند آن واقعه را مکتوب کنید اظهار عجز نموده یا نهایتا چند خطی را بر روی کاغذ نگارش نمایید. علت این ناتوانی در نوشتن و توانایی در گفتن را می توان در دو موضوع جستجو کرد
الف- از دوران کودکی تا امروز در غالب موارد برای برقراری ارتباط با اطرافیان از زبان گفتار استفاده کرده ایم لذا به این نحوه برقراری ارتباط عادت کرده و بهره برداری از آن برایمان آسان می نماید. اما بسیار کم پیش آمده که بخواهیم با استفاده از نوشتار با دیگری ارتباط برقرار کنیم. حتی اگر در پاره ای از موارد مانند مدرسه و دانشگاه ناگزیر از نگارش بودیم؛ سعیمان بر این بوده که با استفاده از جملات کتب و جزواتمان خود را از سختی ابداع جملات برای بیان منظور برهانیم. بنابراین برای استفاده این وسیله ارتباطی کمتر تمرین کرده و در نتیجه بهره بردن ازآن برایمان سخت می نماید.
زیبا بنویسیمب- در گفتار نیاز به رعایت دستور زبان و ضوابط نگارش نداشته و می توانیم منظورمان را با استفاده از جملات و کلمات شکسته (محاوره ای) و عامیانه بیان نماییم اما در نوشتن علاوه بر لزوم رعایت دستور زبان باید نسبت به رعایت دستور خط فارسی و صحیح نویسی لغات دقت نموده و سعی نماییم از مناسب ترین کلمات و واژه ها و روان ترین، شیوا ترین و رسا ترین جملات جهت انتقال سریع و صحیح منظورمان بهره برداری کنیم بنابراین هنگام نوشتن محدودیت ها زیاد تر شده و کار برای ما سخت تر خواهد شد.
با وجود تمام سختی های موجود در نگارش ناگزیر از بکار بردن آن هستیم و حذف آن به معنای حذف تمام اسناد و مدارک مکتوب، مطبوعات، کتب و حتی همین نوشته می باشد. تصور دنیای بدون نوشتن و نگارش در عصر ارتباطات که محور تمام امور در آن اینترنت و آی تی (IT) است غیر قابل تحمل و غیر ممکن به نظر می رسد. بهترین راه جهت رفع مشکلات و موانع بیان شده بر سر راه نگارش متون تمرین، ممارست و کسب تجربه در نوشتن می باشد. البته بهره گیری از تجربیات دیگران با استفاده از مطالعه متون نگارش شده توسط اساتید زبان فارسی نیز می تواند شما را در این راه یاری دهد. اما پس از آنکه آموختیم که چگونه می توانیم از ابزار نوشتار جهت برقراری ارتباط با دیگران بهره ببریم نوبت به آن می رسد که بیاموزیم چگونه می توانبه بهترین صورت ممکن از این ابزار بهره برد و با مخاطب به بهترین شکل ممکن ارتباط برقرار کرد یا به عبارت دیگر چگونه می توانیم زیبا بنویسیم. در ادامه سعی داریم به بیان سه عامل اصلی  موثر در زیبا نویسی بپردازیم

1-  ساده و روان نویسی

یکی از مهمترین ویژگی هایی سبب محبوبیت و مقبولیت برخی از نوشته می شود سادگی و سهل نویسی آنها است. نویسنده ماهر نویسنده ای است که بتواند با بهره گیری از لغات، اصطلاحات، عبارات و جملات ساده، روان و سریع الانتقال مطلبی ژرف و عمیق را به مخاطب انتقال دهد. برخی اینگونه تصور می کنند که با استفاده از اصطلاحات پیچیده و ثقیل نویسی می توانند تسلط خود بر موضوع مورد بحث را به اثبات برسانند؛ اما غافل از اینکه استفاده از چنین روشی سبب خواهد شد مخاطب از خواندن نوشته ما خسته شده و ادامه آن را به زمانی دیگر –که شاید هیچگاه فرا نرسد- موکول کند.
البته روان نویسی نباید تا حدی باشد که ذهن بدون اصطکاک روی مطلب بلغزد و فرد بدون تامل و تفکر کافی از آن عبور کند. چرا که در این صورت خوانند هنگام مطالعه متوجه جملات می گردد اما چیزی از آن در حافظه وی جای نگرفته و در نتیجه پس از اتمام مطالعه، کل یا بخش عمده ای از مطلب را فراموش می کند. مانند لیوانی که ته آن سوراخ شده است هنگاهی که در داخل ظرف آب قرار می گیرد پر شده و به محض خروج از ظرف از آب تهی می گردد. بنابر این نگارنده توانمند در بزنگاه های نوشته که لازم است دقت بیشتری لحاظ شود با قرار دادن دست انداز هایی سعی می کند ذهن مخاطب را بیشتر در گیر کرده و دقت او را برای درک موضوع بالا ببرد تا مطلب برای مدت زمان بیشتری در حافظه وی جای گیرد.

2- صداقت و صمیمیت:

در نگارش متونی که تالیف گونه هستند نویسنده سعی دارد با تجمیع مطالب چند منبع تحقیقاتی به بررسی و بیان موضوع مدنظر بپردازد. در چنین مواردی ساده ترین راه این است که بخش های مد نظر را عینا یا با اندکی تغییر و تخلیص نقل نماید. اما از آنجا که افراد مختلف سبک های متفاوتی را برای نگارش بر می گزینند مخاطب چنین متنی پس از اندکی مطالعه دچار سردرگمی شده و از ادامه مطالعه منصرف می شود. حال آنکه برای نگارش تالیفی، نگارنده باید ابتدا موضوع مورد بحث منابع را بخوبی فهم و هضم کرده و سپس فهمیده هایش را به زبان و قلم خود، و نه با عبارات از بر کرده، بنویسد. نوشته باید چنان باشد که خواننده احساس کند با یک نوشته اصیل مواجه است نه با پاره هایی از نوشته های افراد مختلف که توسط شخصی به هم وصله شده اند. به عبارت دیگر باید آنچه می نگارید حاصل زحمت و دسترنج خودتان باشد تا بتوانید به وسیله آن ارتباطی صمیمانه و صادقانه با مخاطب برقرار کنید.

3- ایجاز و مختصر نویسی:
در دنیایی که اساس همه امور بر سرعت نهاده شده است، دیگر افراد از صبر و حوصله لازم جهت مطالعه طولانی مدت برای فراگریری مطالب کم بهره اند و ترجیح می دهند با صرف حداقل زمان ممکن موضوع مد نظر را فراگیرند بنابراین برای آنکه بتوانیم ارتباطی خوب و قوی با مخاطب خود برقرار نماییم لازم است به این خواسته او احترام گذاشته و منظور خود را با بهره گیری از جملات کوتاه و حداقل تعداد جملات بیان نماییم. به عبارت دیگر موضوع را مانند ساندویچ حاضر و آمده تا مخاطب بتواند در هر شرایطی و با صرف حداقل زمان ممکن مطلب ما را دریافت نماید. اما باید دقت داشت که این ایجاز نباید سبب از قلم افتادن معانی و مفاهیم لازم شده یا باعث ثقیل شدن نوشته گردد بلکه ضمنا آنکه ساده نویسی را یک اصل برای کار خود می دانیم باید متن را مختصر و مفید بنگاریم و به عبارت معروف قَلَ و دَلَ بیان نماییم.



   1   2      >