کلام اول سلام

بخش های وبلاگ

مطالب خواندنی

.:: کپی برداری از مطالب این سایت تنها با ذکر نام و لینک منبع مجاز می باشد ::. 

شخصی از امام صادق علیه السلام پرسید: بین دو حاکم در تردیدم، چه کنم؟

امام فرمودند: عادل ،صادق، فقیه و با تقواترین را انتخاب کن.

 

شخص سوال کرد: اگر به تشخیص نرسیدم؟ 

امام فرمودند: ببین افراد متدین به کدام مایلند؟

 

آن شخص مجدد پرسید: اگر نفهمیدم؟

امام فرمودند: بنگر مخالفان آیین ما کدام را بیشتر میپسندند، او را کنار بگذار و ببین کدام بیشتر آنها را خشمگین میکند، او را برگزین.

 

(اصول کافی،ج1،ص68)



ای نفس بپذیر که ذره ای بیش نیستی تا ببینی که نظر مولا چگونه ات می کند 

به ذره گر نظر لطف بوتراب کند .. به آسمان رود و کار آفتاب کند



سلفی کبوتر با حرم امام رضا


ای کبوتر که نشستی روی گنبد طلا

تو که پرواز می کنی تو حرم امام رضا

من کبوتر بقیع ام با تو خیلی فرق دارم

سرم و بجای گنبد روی خاکا می ذارم

خونه ی قشنگ تو کجا و این خونه کجا

گنبد طلا کجا قبرهای ویرونه کجا

اونجا هرکی می پره طائر افلاکی می شه

اینجا هرکی می پره بال و پرش خاکی می شه

اونجا خادما با زائر آقا مهربونن

اینجا زائرا رو از کنار قبرا می رونن

کی میگه که تو غریبی غریب عاشق نداره

روز و شب این همه عاشق رو خاکت سر می ذاره

غریب اونه تو بقیع شمع و چراغی نداره

نه ضریح و نه حرم حتی رواقی نداره

توکه صدتاچلچراغ میسوزه در دوروبرت

به امام رضا بگوغریب توئی یامادرت؟



 

محرم شد
دوباره قافیه‏ی مصرعی محرم شد
روان ز چشمه قلبم شراب زمزم شد
صدای چکچکه‏ی اشک های یک سقا
دوباره ذکر دلم، ذکر یا محرم شد
دوباره اشک فشاند و دوباره اشک چکید
روان دوباره اشک غمت در دلم، دمادم شد
دوباره سینه زنی در دلم به راه افتاد
دوباره قلب و زبان و نگاهم همدم شد
همین که ذکر نمودم غریب مادر را 
دوباره سهم نگاهم فراتی از غم شد

1391/8/21


غم ها روی سینه ات تل انبار می شوند
دنیا جلوی چشمت تیره و تار است
غصه ... غصه ... غصه ...
داغ ... داغ ... داغ ...
هیچ کسی از دوستانت، خانواده ات و آشنایانت زنده نمانده
دیگر طاقت نداری
بی تابی می کنی
بی قراری
تنها داراییت هم می خواهد از پیشت برود
با همه توان صدا می زنی
"مهلا یا اخى ، توقف حتى اتزود منک و اودعک وداع مفارق لا تلاقى بعده "
برادرم ! آهسته باش ، توقف کن تا تو را سیر ببینم و با تو وداع کنم ، آن وداع جدا کننده اى که بعد از آن دیگر ملاقاتى با تو نخواهد بود.
آخر برادرت گفته "ان کان دین محمد لم یستقم الا بقتلی فیا سیوف خذینی"
و دلت شهادت می دهد که او بر نخواهد گشت
باز هم ناله می زنی
"فمهلا اخى قبل الممات هنیئة / لتبرد منى لوعة و غلیل"
برادرم ! آهسته برو و قبل از مرگ ، اندکى با ما باش ، تا با دیدار تو، درون سوزان ، و سوز قلب پریشان و بى قرارم خنک گردد
نمی توانی تاب بیاوری اما برادرت نه بهتر بگویم مولایت، امامت یا بهتر از آنها عشقت تو را به گوشه ای می خواند
و دستی به گرمی خورشید و به وسعت آسمان بر سینه ات گذر می کند و تو آرام می شوی
آرامِ آرام
چاره ای نیست باید وداع کنی
"زینبم صبر کن"
صبر ...
صبر ...
صبر ...
چشم برادرم صبر می کنم
"صبرت على شى ء امر من اصبر / ساءصبر حتى یعجز الصبر عن صبرى"
بر چیزى که تلخ ‌تر از تلخى گیاه صبر است ، صبر مى کنم ، و به زودى چنان صبر مى کنم ، که نیروى صبر از قدرت صبر من ، درمانده گردد. آرى ، به گونه اى صبر کنم ، که صبر از من خسته شود
و حسینت می رود ...
و چشم تو به دنبال او ...
اندکی بعد او را می بینی که بر روی زمین افتاده با انبوهی از جراحات
می دوی و خود را روی پیکر نیمه جان او می اندازی و ناله می زنی
انت احسین اخى ، انت ابن امى ، انت نور بصرى ، انت مهجة قلبى ، انت حمانا، انت کهفنا، انت عمادنا، انت ابن محمد المصطفى ، انت ابن على المرتضى ، انت ابن فاطمه الزهراء
برادر بهوش می آید
به او می گویی برادرم ! به حق جدم رسول خدا (ص ) تو را قسم مى دهم با من سخن بگو.
او می گوید اى خواهرم ! قلبم شکست و سختى و کرب من زیاد شد. به خدا قسمت مى دهم که ساکت شوى و صبر پیشه کنى ،
وای خدای من حالا دیگر تو هستی و درد و غم و محنت و صبر ...
بجای آنکه ناله و شیون کنی
بجای آنکه مونسی بیابی برای درد دل
باید کودکان را از زیر گام های اسبان جمع کنی
باید گوشواره از گوش دخترکان در بیاوری
باید مراقب باشی کسی بجز تو تازیانه نخورد
کسی بجز تو سیلی نخورد
باید امانت های برادرت را مراقبت کنی که نکند شرمنده او شوی
باید درد دل زنان حرم را بشنوی که
باید یکی یکی دخترکان و پسرکان حرم را بخوابانی
و تنها مونس تو خدای کریم است
و چه نمازی خواند شب یازدهم
چه شفعی که با آن می توان تمام آدمیان را شفاعت کرد
و چه وتری ...
قنوتی که نه از سر استحباب بلکه شاید از روی ناتوانی یک دست بود
و دعای اعظم آن برای برادر
و چه درد ناک که دختر باید مانند مادر مصیبت ببیند
تازیانه بخورد
دشنام بشنود
وای خدای من سیلی بخورد
این موقع است که اگر خانم باشی می خواهی گوشه ای دنج بیابی و زار زار بگریی
آنقدر که احساس کنی سبک شدی
اما برادرت گفته نکند بر مصیبت او گریه کنی
اما باید قرار و پناه حرم باشی
آخر تو قاله سالاری
باید همه درد هایت را در سینه ات نگه داری
همه را ... همه را ...
و صبر کنی ... صبر ... صبر ...
آخر برادرت خواسته که صبر کنی ...
حتی دم برنیاوری

ببار ای بارون ببار / بر دلم گریه کن خون ببار / بر شب تیره چون زلف یار / بهر لیلی چو مجنون ببار
فدای غم های تو / خون میچکد از چشمای تو / بی تاب روی زیبای تو / می سوزه عالم در پای تو
 خون دل آسمون/زبون میگیره صاحب زمون/ای امان،ای امان،ای امان/عمه جان،عمه جان،عمه‏ جان
دل زارم در تبه / گوشه ی چادر زینبِ / امشب جون همه بر لبه / روضه خون مادر زینبِ
اگر که غوغا نکرد / اگه شکوه ز غم ها نکرد / سفره ی دلشو وا نکرد / غصه جیگرشو پاره کرد



   1   2   3   4   5   >>   >